تبلیغات
وبلاگ رسمی عبدالکریم پاک سیرت علی ولی الله

LOGO

 

                                                                    هو

 

این علم موسیقی برمن چون شهادت است                چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست

                                                                                                       مولانا                        

عبدالکریم پاک سیرت متولد 1346دزفول  خواننده و مدرس رسمی آواز و صداسازی
دارای مجوز رسمی اموزش موسیقی اوازی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
مدرس دانشگاه و مراکز رسمی و درجه یک آموزش موسیقی کشور
دارای 22سال سابقه تدریس و25سال تجربه اجرا

 

آموزش دیده نزد استادان بزرگ موسیقی ایران که عبارتنداز: زنده یاد استادرضوی سروستانی-

زنده یاد استاددکترحسین عمومی-استادمجیدکیانی-استادمحمدرضاشجریان-استادمحمدرضا لطفی-استادعلی بیانی.

 

1_آموزش تکنیک های فن بیان و صدا سازی جهت پرورش-فرادهی و توسعه صدا و باز سازی صدا های آسیب دیده

2_تدریس دوره های سه گانه ردیف و شیوه های عالی استادان بزرگ آواز ایران

3_دوره  عالی آوازشامل:طراحی-تلفیق شعر و موسیقی-مرکّب خوانی

4_همخوانی سازوآواز،خوانندگی باارکستر،شناخت وآموزش تصانیف

مکان های آموزش:  دانشگاه جامع علمی کاربردی.  آموزشگاه های درجه یک:

مکتبخانه میرزاعبداله(محمدرضالطفی)-سرایش(کامبیزروشن روان)-هنرواندیشه(سیدمحمدمناجاتی)

عزیزان میتوانندجهت ارتباط باشماره 09125607425تماس حاصل فرمایند ویابه وسیله آدرس ایمیل های ak.paksirat@gmail.com ak.paksirat@yahoo.com  باماارتباط برقرارکنند.




 

www.paksirat.com



 

 

آسیب شناسی موسیقی آیینی

 

 

http://www.siasatrooz.ir/vdcbwwbw.rhbaapiuur.html

 

 

آسیب شناسی موسیقی آئینی در گفت وگو با عبدالكریم پاك سیرت

 

طی این سالها وضعیت موسیقی ایران دستخوش تغییرات فراوانی شده است. به نحوی كه كافیست اطلاعات كمی در خصوص تاریخچه موسیقی ایران داشته باشی تا ببینی آنچه این روزها به عنوان موسیقی و بطور خاص موسیقی مذهبی در كشور ما رایج است با فرهنگ نهادینه شده موسیقی پر تمدن ما فاصله ها دارد.

كارشناسان دلایل بسیاری را برای این سقوط ارزش ها مطرح كرده كه از جمله آنها تقلید از برخی جریان های مد شده در موسیقی روز دنیا است.

سیاست روز از همین رو در گفت وگو با عبدالکریم پاک سیرت، خواننده و مدرس دانشگاه در رشته تخصصی آواز ایرانی و پژوهشگر موسیقی ایران كه نزد استادانی همچون رضوی سروستانی، دکتر حسین عمومی، مجید کیانی، محمد رضا لطفی و علی اصغر بیانی تعلیم یافته چرایی این دورشدگی را واكاوی كرده است.

 

 ارتباط بین موسیقی و مذهب را چگونه ارزیابی می كنید؟

 در تمام ادیان توحیدی زبان هنر و بیان نمادین آن از دیرباز تاکنون پیوسته یکی از قوی ترین و پر نفوذ ترین ودر عین حال موثرترین ابزار اشاعه و القاء معانی ومفاهیم قدسی و اعتقادی بوده و هست، چنانکه در مسیحیت از عنصر تصویر که تمثال حضرت مسیح وحضرت مریم ویا قدیسان را بر دیوار ها وسقف های کلیسا ترسیم می کردند و مفاهیم نمادین را از طریق تصویر این پاکان به پیروان آنها انتقال می دادند ودر اسلام از طریق خط و نوشتن آیات قرآن که تقریباً در هیچ دینی دیگری سابقه نداشته بر در و دیوار های مساجد و اماکن مقدسه وستونهای ستبری که جلب توجه بیننده را می‌کرد، در تفهیم وتلقین معانی بلند کلام آسمانی در روح وجسم مسلمانان در جهت جذب ناظران بهره می گرفتند که تاکنون نیز ادامه دارد.

ولی در مورد موسیقی واستفاده آئینی و قدسی از آن نیز در بین پیروان ادیان توحیدی بخصوص اسلام ومسیحیت نیز اشتراکات ودر عین حال نگاه های متفاوتی است، کلیسا برای بهتر و زیباتر برگزار کردن دعا و مناجات از موسیقی بهره جست تا جایی که آواهای چند صدایی، آلتو، تنور وسوپرانو بهمراهی ارگ کلیسا شکل گرفت و به حدی این امر مقبول افتاد که حتی خط نت توسط یک کشیش مسیحی ابداع گردید ودر طی چند قرن گذشته به شکل امروزی تکامل یافت.

در دین مقدس اسلام نیز توجهی خاص به صدای خوب شده است ودر اخبار حدیثی مبارک از لسان پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) رسیده است، که فرموده اند :"از برای هر چیزی زیبایی است واز برای صدا، صوت نیکو است". وهم این زیباشناسی حکیمانه است که از دیرباز تا کنون مشوق توجه به صدای خوب واستفاده از مقامات موسیقی، در قالبی شایسته وتأثیر گذار برای بیان مفاهیم و ارزشهای معنوی وقدس در دین اسلام گردیده، که از جمله می توان از قرائت قرآن، اذان، مناجات، واز چند سده گذشته تا کنون شبیه خوانی و نوحه خوانی نام برد، پس می توان با سربلندی اعلام کرد که موسیقی هیچگاه درمقابل دین نبوده ونیست بلکه بعنوان ابزار و وسیله ای نجیب وآسمانی برای القاء وپذیرش مفاهیم و شعائر بلند معنوی در کنار دین قرار داشته و دارد، بدیهی است آنچه را که اسلام و هر دین باوری با آن مخالف است : همانان ابتذال و موسیقی مطرب می باشد که از نظر شرع مقدس نهی شده، نه اصل موسیقی.

 

از تاریخچه موسیقی مذهبی برایمان بگویید؟

تقریباً می توان ادعا کرد موسیقی مذهبی وبیان اذکار و اوراد و مکنونات قلبی بشربا خالق هستی، از بد وجود او پیوسته روبه تکامل بوده وهست،و در همه ادیان بخصوص ادیان توحیدی آواها ونواها، قالبی بایسته برای برگزاری آئین ها ومراسم مذهبی بوده است. در دین اسلام اذان را می توان بعنوان اولین شعار توحیدی که با بیان کلام وآوای خاص خوانده شده نام برد. سپس قرائت قرآن، تهلیل، ودر سده های بعد بخصوص از زمان آل بویه مراسم سوگواری سالار شهیدان و دسته گردانی های عزاداری تا کنون ،پیوسته با موسیقی همراه  وهما هنگ بوده است. و  بطور کلی هر جا که مذهب تشیع دارای جایگاهی قوی بوده در آنجا موسیقی مذهبی و آیینی و ذکر ذاکرین نیز پر رونق تر اجرا شده است.

 

 لطفاً نظر خود را در خصوص بررسی آسیب های جدی که به این موسیقی طی سال ها بخصوص سالهای اخیر وارد شده بفرمایید؟

 بدیهی است هر امری ولو قدسی و معرفتی هر چند هم که دارای بار ارزشی و معنوی باشد، اگر بدست نا اهل استاد ندیده، بیفتد به ابتذال کشیده خواهد شد، وشاهد این مدعای بنده چیزی است که در طی این دهه همه ما شاهد آن هستیم تا جایی که صدای اعتراض بزرگان دین و رهبران مذهبی ما را هم درآورده است، این افراد که بهتر است آنها را بی مسئولیت معرفی کرد، بدون احساس مسئولیت مذهبی واعتقادی وهنری واجتماعی، اقدام به سر همبندی کلماتی سخیف و عامیانه و آهنگی سخیف‌تر و مبتذل­تر از آن کلام، می نمایند، که دون شأن مردم عادی است ،چه برسد که در شان اولیای دین و ذوات مقدسه اسلام باشد، وبا این کار موجبات تمسخر واستهزاء مردم را فراهم می نمایند. استفاده از کلمات محاوره‌ای سبک وعامیانه به همراهی آهنگی مبتذل که از نظر ضرب آهنگ وملودی تداعی کننده موسیقی های سبک جاز و موسیقی پاپ است، که هیچگونه ارتباط فرهنگی ومعنایی با شعائر وقیام بلند عاشورا ندارد. دور نیست اگر بگوییم این وهن باعث رویگردانی تدریجی مردم فهیم از اقامه عزای حسینی بشکل بایسته آن خواهد شد، با اوضا ع لازم است نهادهای مسئول مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وسازمان تبلیغات اسلامی و خطبای ارجمند نسبت به این مهم از خود حساسیت و واکنش جدی نشان دهند و جلو این انحراف فرهنگی  را بگیرند.

آیا تاکنون کار اساسی برای اصلاح فضای موسیقایی محرم مبتنی برداشته های دینی وعلمی انجام شده است؟

 تاکنون دستور العملی که دال بر چنین امری باشد بنده مشاهده نکرده ام، ولی قاعدتاً با توجه به فراگیر بودن این فضا باید یک هیئت نظارت زیر نظرخبرگان وپیر غلامان، در هر شهری ایجاد شود. ونوحه ها وآهنگ ها مورد بازبینی وگزینش قرار گیرد، علی الخصوص نوحه هایی که توسط مداحان معروف وپُر طرفدار خواند می شود وبطور گسترده صدا و کلام نوحه های آنها در سطح کشور علا قه مندانی دارد، تا آثار ارزشمند تشویق و آثار کم ارزش ومبتذل از اجرا منع شود، قطعا با اجرای مقرراتی اینگونه، این شعائر پس از مدتی  روند بایسته خود را پیدا خواهد کرد.

جای علمی کردن موسیقی مذهبی کجاست؟ آیا اصلا موسیقی مذهبی ما ظرفیت علمی شدن دارد؟ علمی کردن هر امری بستگی به پتانسیل فرهنگی و جوهره آن پدیده دارد. موسیقی مذهبی چون دارای پشتوانه ای فرهنگی ومعنوی است حتماً می تواند علمی باشد،چرا که در قدیم اصلاً علمی بوده و پیوسته توسط استادان و موسیقی شناسان، تعلیم آن بصورت مدون و قا نونمند صورت می گرفته است، نمونه بارز آن را از تاریخ پیدایش تعزیه و آموزش موسیقی ردیف دستگاهی، به تعزیه خوانان وشبیه گردانانی که برای اجرا تعزیه به تکیه دولت، در دوران ناصر الدین شاه به تهران دعوت می شدند و  زیر نظر ناظم البکاء آموزش علمی می دیدند، را می توان مورد مطالعه قرار داد.

آیا موسیقی می تواند در جریان اشاعه فرهنگ اسلامی ایرانی نقشی   ایفا کند یا خیر؟

 برای اشاعه وگسترش یک فرهنگ، آنهم فرهنگ اسلامی چه در ایران و چه در جهان اسلام و دیگر ممالک، باید از تمامی امکانات استفاده شود بدیهی است در این میان زبان وبیان هنری یکی از برنده ترین وتاثیرگذارترین زبانهاست. که البته در میان هنرها، هنر موسیقی از دیرباز بخاطرایجاد ارتباط بسیار قوی ، بسیار تأثیر گذار بوده، بعنوان مثال می توان از موسیقی تعزیه که در قالب موسیقی دستگاهی اجرا می شود وبه زیبایی هر چه تمام تر و با بلاغتی مثا ل زدنی، با استفاده از بیان شگرف تلفیق شعربا ردیف موسیقی آوازی، به بیان والقاء شخصیت اولیاء و شقاوت اشقیاء پرداخته می شود، اشاره کرد .وچون مردم با این نوع موسیقی ، بهترین پیوند و ارتباط را دارند ،تأثیر بهتری رانیزاز آن دریافت می کنند.

 به نظر شما تقلیدهای کورکورانه تا چه حد می تواند به فرهنگ موسیقی ضربه وارد سازد؟

 تقلید در امور پایه وآموزش مبانی، نه تنها بد نیست بلکه لازم است، اما وقتی کسی که می خواهد خود راهنرمند، ذاکر،مداح ویا به شخصیت  فرهنگی معرفی کند ولی زحمت تلمذ و طلبگی را برخود همواره نمی نماید، در نتیجه کار وی بی مایه و بی هویت است و ناچار درمان این نقیصه را در تقلید کورکورانه می بیند که افراد بی مایه ای چنین، بلای جان اعتقادات، فرهنگ وهنر یک مملکت می شوند وآئینی به این عظمت و شکوه را دستمایه کسب شهرت وثروت قرار می دهند، ولی خوب ما دیده ایم عاقبت چنین افرادی را که توجه معنوی وفرایزدی از آنها گرفته وبه باد فراموشی سپرده شده وحتی در زمان حیاتشان به انزوا رانده شده اند، البته این انزوا غیر از آن چیزی است که هنرمندان واقعی و سینه سوختگان وادی ­هنرهای قدسی از بد حادثه به آن پناه می برندو صحنه را به نفع هنرمند نماها ترک می کنند.

فاکتورهای لازم برای یک مداح و ذاکر شایسته از نظرشما چه چیزی است؟

 1-تقوا وشهرت نیک 2- صدای خوب و رسا 3- طی کردن دوره های آموزشی زیر نظر استادان مبرز 4- آشنایی کافی با ادبیات واشراف به ادبیات عرب در حد لزوم 5- آشنایی لازم با تاریخ اسلام، تشیع، وبخصوص شناخت مقاتل صحیح عاشورایی 6- تسلط به موسیقی  ردیف دستگاهی وشناخت ریتم، 7- بررسی ومطالعه آثار فاخر وبجا مانده از استادان گذشته در امر تعزیه ونوحه خوانی 7 شناخت مخاطب ومنطقه ای که برای آنان می خواند. 8 تسلط بر قرائت قرآن، ادعیه های مشهوره، وتوانایی اجرای تلفیق صحیح هر کدام از این موارد در قالب موسیقی خاص خودش و...

 آیا تشکیل سازمان‌ها ویا مراکز آموزش موسیقی مذهبی را پیشنهاد می کنید؟ به عقیده بنده چنانچه این موسیقی مذهبی در سطح آموزش عالی و دانشگاهی  ارائه و شکل بگیرد، استوارتر و علمی تر وتاثیر گذار تر خواهد شد، مانند کاری که ده ها سال است در دانشگاه الازهر مصردر حال اجراست.

 

آیا بیم فراموشی نغمات ماندگار می رود؟ چه باید کرد؟ با توجه به بیان آسیب ها مسلما اصا لت نغمات در شرف نا بودی است و  بهترین راه صیانت از نغمات و آثار ماندگار در درجه اول ثبت و ضبط آنها، و در درجه دوم آموزش، تجزیه تحلیل، باز خوانی و بازسازی این آثار است. که متاسفانه گویا این دو اصل مهم مغفول مانده وبسیاری از این نغمات اصیل از یادها رفته و از دست  رفته اند، و بعلت همین آسیب است که ذاکرین و مداحان جوان و کم تجربه بدون توجه به آثار ماندگار قدیم، سنت ها ی ارزشی فرهنگ موسیقی آیینی  را نادیده گرفته وبه نعمات بی هویت و دور از شان آئین عزاداری می پردازند که کلام فاخر و ضرب آهنگی بلیغ و متقن دراکثرآثارآنها دیده نمی شود.

راهکارهای شما به ویژه درحوزه موسیقی مذهبی در ماه محرم و دیگر مناسبت ها چیست؟ اولا نهادهای مسئول از جمله وزارت ارشاد وحوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی باید هیئت های نظارت تشکیل داده واز نظر ملودی و کلام آثار را مورد ارزشیابی قرار دهند، مانند کارهایی که از صدا وسیما در قسمت عاشورایی درمرکز تولید موسیقی سازمان پخش می شود، دوماً اظهار نظر اساتید، علما و مراجع تقلید بصورت فراگیر در جهت جلوگیری از انحرافات وابتذال در برگزاری آیین های عاشورایی، سوماً مسئولین هیئت هاباید انسانهای آگاهی باشند ومعنی را فدای حال کاذب نکنند و بجای دغدغه جذب جمعیت های زیاد، به فکر آسیب وانحرافی باشند که بعضی از مداحان ناآگاه و غلو کنندگان عامی، مرتکب می شوند.

آیا در ترسیم فضای موسیقی مذهبی کشور توانسته ایم تا حدی به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم؟ شرط موفقیت در این امر قانونمند کردن ونهادینه شدن امر آموزش در فضای موسیقی مذهبی کشور است، که از قدیم در بین ذاکرین و پیر غلامان امروزی بعنوان یک ارزش، شناخته شده، وبه خوبی مراعات گردیده است. چنانچه بتوانیم این سنت حسنه را امروزنیز احیا کنیم به هدف اصلی که همانا رضای خدا و بند گان فرهیخته خداست، دست یافته ایم.

آیا جریان موسیقی در گونه مذهبی ویا عاشورایی خود نیازمند ورود به مسائل فقهی هم هست؟ در این رابطه باید چگونه وارد شد؟

هرگاه حرفی از مذهب وشعائر دین به میان آید لا جرم دخالت مسائل فقهی وحُکمی را بدنبال دارد. چنانچه در قدیم بدین صورت بود. مثلاً در بین ذاکران دزفول (که شهر اینجانب است) پیو سته رسم بر این بود، نوحه سازی که معمولاً شعر وآهنگ را توامان می آفرید، خود را موظف می‌دید شعر را به محضر علما برده و تایید بگیرد، سپس آن عالم از وی می خواست تا آن نوحه را بهمراه آهنگ نیز برایش بخواند، وآنگاه پس  از اطمینان  یافتن از عدم وجود ابتذال ،  اجازه خواندن می داد، وعلّت وجود بلاغت واستحکام موسیقی های مذهبی قدیم بخصوص در دزفول، مشاورت و رایزنی با علمای دین وتلّمذ نزد موسیقی دانان ومقام شناسان باصلاحیت بود که متاسفانه امروزه بهر دلیل از وجود آن محروم مانده ایم.

فکر می کنید بالاخره چه زمانی این سوء تفاهم ها درباره موسیقی، در کشور ما حل می شود؟ سوء تفاهم براثر عدم شناخت است وبا وجود شناخت هم مرتفع می شود، اگر لزوم شناخت هنر وتاثیر فرهنگی وانسان ساز آن تبین و شناسانده شود و انسانهایی که مصداق تأثیر پذیری و تربیت یافتگی این فن شریف و هنر مظلوم هستند، به جامعه شناسانده شوند، هم مردم وهم منتقدین در خواهند یافت که کار موسیقی نیز مانند سایر علوم وفنون می تواند هم تأثیر نیک وهم بد داشته باشد، و این بستگی به تربیت فرهنگی اخلاقی و خانوادگی معلم و مجری این هنراست و ارتباطی به ماهیت موسیقی ندارد، زیرا موسیقی را ما می آفرینیم و تأثیر روحی و شخصّیتیِ ما است که به وجود یا عدم وجود کیفیت فرهنگی معنوی و هنری آن موسیقی ، ارزش می بخشد، چرا که کیفیت و بار ارزشیِ فاخر یا مبتذل آن اثر، تجلّی ایدئولوژی و جهان بینی صاحب آن اثر است که بصورت کلام یا ملودی نمود پیدا می کند.

 

 

 

 




 

 

یکمین سالگرد ثبت ملی موسیقی آیینی ومقامی دزفول (موسیقی 24  مقوم دزفول)

 

درپنجمین همایش ثبت میراث ناملموس و معنوی كشوردر هتل گاجره دیزین به تاریخ 1391/6/20  که موسیقی 24  مقوم دزفول به ثبت ملی رسید ،پس ازثبت ملی این موسیقی، در همان روز(20/6 /1391) پیشنهاد شد بدلیل گستردگی موضوع ،وتنوع آثارموسیقایی دز فول ،برای هركدام ازاین گونه های ارائه شده در پروپوزال ، با تفكیك مواردارائه شده ،جهت تشکیل پرونده ای مخصوص و در نهایت احراز شماره ثبتی جداگانه ، شرحی مبسوط وکامل ارائه گردد،که طبق پیشنهادمزبور عمل شد،و حاصل آن علاوه بر ثبت موسیقی 24 مقوم دزفول ،ثبت13پرونده الحاقی دیگر گردیدكه زیر مجموعه این فرهنگ موسیقا یی دزفول محسوب می شود ،ضمنا  یک لوح فشرده صوتی،حاوی(انگاره ای از آواها ونواهای رایج در دزفول) اجرای ساز وآواز، مربوط به زمان حال را جدای از 16 لوح فشرده ای که حاوی اجراهای گونه های موسیقی دز فول از چندین دهه قبل تاکنون بود، نیز به دفتر مدیر کل ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی كشور تقدیم شد،والواح و شماره های ثبت آثار اسفند ماه  1391 از طرف دفتر مدیرکل ثبت ملی میر اث  معنوی کشور  به سا زمان میراث فرهنگی وگردشگری استان خوزستان تحویل گردید.

 

برای دیدین ادامه مطلب و لیست گونه های موسیقی ثبت شده لطفا به این آدرس مراجعه کنید:

 

 

http://www.deznn.com/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%8a%d9%83%d9%85%d9%8a%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%ab%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d9%84%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%8a%d9%82%d9%8a-%d8%a2%d9%8a/

 

 

 




 

 

ملا ولی

 نقش ملا ولی دزفولی درموسیقی مذهبی و آیینی دوره قاجار

                                                                                                             

                                                                                                   نوشته ی: دکتر غلامرضا ذاکر صالحی(نوه ی ملاولی)

در مشرق زمین، موسیقی یکی از مؤثرترین راه‌های انتقال معنا و حکمت تلقی شده است. در کشور ایران نیز بسیاری از فلاسفه و پادشاهان با موسیقی آشنایی کامل داشته‌اند و تعلیم آن را ترویج می‌کرده‌اند. در بین علمای مذهبی نیز موسیقی شأن و جایگاه رفیعی داشته است. آنها توانسته بودند موسیقی غیرغنایی را در جهت اهداف مذهبی به کار گیرند. آنها با به خدمت گرفتن پایگاه منبر و وعظ، نکات اخلاقی و پند و اندرز و مفاهیم دینی را در قالب شعر و موسیقی به مخاطبان تشنۀ معنویت و سالکان طریق عبودیت انتقال می‌دادند. موسیقی مذهبی، روضه‌خوانی و تعزیه و شبیه خوانی نوعی موسیقی غیرلهوی و غیرغنایی است که انسانها را به تفکر و بازگشت به خویشتن دعوت می‌کند و گاهی رنگ سوگ به خود می‌گیرد.

مشارکت علمای دین در عرصه فرهنگ و هنر در دو دوره از تاریخ ایران بسیار برجسته‌تر است. نخست در دوره صفویه که عموماً در قالب معماری تبلور یافته و شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی را پرورش داده است و سپس در دوره قاجار که هنر این مرز و بوم رنگ و بوی مذهبی یافت.

یکی از کانون‌های گرم هنر مذهبی در دوره قاجار تکیه دولت است، که در دوره ناصری در سال 1248 هجری قمری به تقلید از آلبرت هال لندن و تماشاخانه‌ها و آمفی‌تئاترهای غربی ساخته شد. در غرب در چنین مراکزی اپرای ملی اجرا می‌شده است. به تعبیر استاد تئاتر ایران "پری صابری" اپرای ملی ایران «تعزیه» است. علاوه بر مجلس بزرگ تعزیه در تکیه دولت که به صورت شاهانه برگزار می‌شد در دهۀ محرم در شهر تهران، 300 مجلس بزرگ تعزیه برگزار می‌شده است. اما رجال و شاهزادگان و درباریان در مراسم تکیه دولت شرکت می‌کرده‌اند.

این بنا که عظیم‌ترین سالن نمایش در طول تاریخ ایران یود در محله ارگ و با گنجایش بیست هزار نفر ساخته شد. این تکیه با متراژی وسیع به صورت چند طبقه و به شکل آمفی تئاتر با تختی بزرگ در وسط و روپوشی آهنی ساخته شد و در مواقع تعزیه روی روپوش آهنی را چادر می‌کشیدند. استخوان‌بندی سقف این بنا به شکل گنبد در روی صحن بنا بود که در مواقع لزوم چادر یا پوشه‌ای بر روی آن می‌کشیدند تا مردم را از تابش آفتاب و باران محفوظ بدارند.

تعزیه خوانی در تکیهٔ دولت تا پایان دورة قاجار برپا بود و استفاده از بنای آن نیز تا اوایل عصر پهلوی دوم تداوم داشت. از این جهت، در بسیاری از وقایع مربوط به اواخر عصر قاجار و اویل عصر پهلوی به نام تکیه دولت برمی خوریم. به عنوان نمونه پس از مرگ مظفرالدین شاه جسد وی در مراسم باشکوهی به آنجا حمل شد و تا انتقال آن به عتبات در همانجا بود. یا در محرّم ۱۳۲۶ نیز محمدعلی شاه، مطابق رسم معمول همه ساله، به تکیه رفت و در پی هجوم جمعیت تلفاتی به بار آمد.

مجلس مؤسسانی که در پانزدهم آذر ۱۳۰۴ تشکیل شد و احمدشاه را بر کنار کرد و رضاخان را به ریاست حکومت موقت گمارد، در تکیة دولت بر پا گردید.

چنانچه در سالهای ۱۳۰۲ خورشیدی با مرمت برخی از قسمتهای تکیه، آن را برای برگزاری “نمایشگاه امتعه وطنی” مورد استفاده قرار دادند.

 ملا ولی دزفولی(ذاکرصالحی) از شخصیت‌هایی است که در هنر تعزیه و روضه‌خوانی و موسیقی مقامی از سرآمدان روزگار خود بوده است. وی به عنوان یکی از مسئولین تکیه دولت در کنار میرزاعلی‌اکبر ناظم‌البکاء از دربار حقوق و مواجب سالیانه می‌گرفت. مرحوم سیدمحمد دزفولی نیز چون او از فعالان تکیه دولت است.

غفاری معتقد است که اکثر مراسم مذهبی که در دزفول رایج بوده و بعضی از آنها که تا به حال ادامه دارد ارمغان سفر تهران مرحوم ملاولی دزفولی است (کشکول نظیری- صفحه 781).

درتصویر بالا که دوست دانشمندم استادعبدالکریم پاک سیرت آن رادراختیارقرارداده اند، این عالم جلیل القدر نفرسوم ازسمت راست مشاهده می شود.نفرایستاده نیزمیرزاعلی اکبرناظم البکا مدیربرنامه های تعزیه دربارناصری است.این عکس درروز عاشورای سال 1310 هجری قمری درمنزل مجدالدوله در آشتیان تهیه شده است.

در عهد ناصری شخصیت‌های بزرگ فرهنگی دیگری نیز با تشویق ناصرالدین شاه و حمایت او به تهران دعوت شدند مانند ملاحسین خلیفه دوست صمیمی ملاولی و استاد موسیقی 24 مقام همچنین حاجی تاج نیشابوری  که از روضه خوان‌ها و منبری‌های مشهور آن دوره است. برخی از گوشه‌های آوازی که این بزرگان اجرا کرده‌اند توسط فرانسوی‌ها در همان زمان به صورت لوله‌های فتوگراف ضبط شده و اخیراً دکتر ساسان سپنتا بخشی از آنها را احیاء و بازسازی نموده‌اند.

از دیگر شخصیت‌های فرهنگی و دینی و هنری آن عصر شیخ اسماعیل تاج‌الواعظین پدر استاد تاج اصفهانی است. او در سفری به دزفول در منزل قطب منبر می‌رود. در این مجلس روضه‌خوانی، ملاولی دزفولی نیز پس از ایشان منبر می‌روند و تاج‌الواعظین که از تبحر ایشان مبهوت مانده است. خطاب به قطب می‌گویند شما که از نعمت وجود این استاد بهره‌مند بودید نیازی به دعوت از من نداشتید. ملاولی با دوست و استاد هم عصرش ملا عبدالکریم قزوینی هم نشست و برخاست داشته و مرحوم پدر مراودات این دو را گوشزد می‌نمودند. خوشبختانه به همت فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی بخشی از زوایای زندگی و خدمات ملاعبدالکریم در قالب یک کتاب جمع‌آوری و منتشر شده است.

از علما و بزرگان دزفول که در عهد ناصری در تهران زندگی می‌کردند می‌توان از شیخ محمدعلی بهجت‌العلماء دزفولی از مجاهدان صدر مشروطه را نام برد. شیخ جعفر شوشتری استاد ملاولی دزفولی نیز چند سالی به دعوت ناصرالدین شاه در تهران ساکن می‌شوند. ایشان ابتدا در مدرسه علمیه مروی و سپس در مسجد سپهسالار به امامت جماعت و وعظ و خطابه مشغول می‌شوند. سپس در پایان عمر راهی نجف می‌شوند که در بین راه در منطقه‌ای نزدیک کرمانشاه بیمار شده و رحلت می‌کنند. کتاب "خصائص الحسینیه "یک مقتل مستندومعتبر است که شیخ جعفر شوشتری برای اجرا در مراسم بزرگ تهران عهد ناصری( که در آن روزگار در دهه محرم تبدیل به یک حسینیه بزرگ می‌شد ) تألیف فرمودند و به خط و مهر خودشان به ملاولی دزفولی اهداء کرده‌اند.

حاج شیخ اسماعیل امیر معزی نیز از دیگر بزرگان دزفول است که در کسوت روحانیت در سال 1308 هجری قمری راهی دربار ناصرالدین شاه می‌شود. او پس از ترور ناصرالدین شاه بنا به توصیۀ عضدالملک رئیس ایل قاجار به ریاست کتابخانه سلطنتی منصوب و ملقب به «شیخ المشایخ» گردید. این منصب تا روی کار آمدن رضاشاه پهلوی تداوم داشته است اما با اجرای فرمان لباس متحدالشکل از آنجا که این روحانی خوشنام و تحصیل کرده حاضر به خلع لباس روحانیت نمی‌شود از سمت خود استعفا می دهد.

آنچه که مسلم است علمای آن دوره موفق شدند از فضای باز فرهنگی و مذهبی که به هر دلیل سلطان صاحب قران فراهم کرده بود نهایت استفاده را به عمل آورند. تکیه دولت را که با اهداف دیگری چون تماشاخانه‌های غربی احداث شده بود تغییر ماهیت دادند و آن را هوشمندانه به سمت  برگزاری مراسم مذهبی آیینی سوق دادند. در فضایی که شاهزادگان و رجال دربار اهمیت زیادی به تعزیه و مراسم آیینی می‌دادند از این سکو برای ترویج مفاهیم متعالی مذهبی استفاده شایسته به عمل آمد.

در دزفول نیز در عهد ناصری موسیقی برای مردم عامه امری شناخته شده بوده است. هر صنف و حرفه با گوشه‌هایی از موسیقی 24 مقام که بعدها به موسیقی دستگاهی تبدیل شد آشنایی داشتند. مثلاً پارچه‌بافان و چوقابافان،قزبافان، نمدمال‌ها، بناها و معماران و ... هر یک بر بخش‌هایی از این موسیقی تسلط داشته‌اند و در حین انجام کار نسبت به سرایش آن اقدام می‌کرده‌اند. محتمل است ریتم حرکت دست‌ها و پاها و بدن در موقع انجام کار، آنها را به سوی سرایش یک گوشه خاص از موسیقی دستگاهی سوق می‌داده است. در میان این اصناف، روضه‌خوان‌ها و منبری‌های با صلاحیت تسلط بیشتری بر موسیقی داشته و عموماً با همۀ مقامات موسیقی آشنایی داشته‌اند. آنها معانی ظریف حکمی و عرفانی را از این طریق به مردم منتقل می‌کردند. می‌گویند ملاولی با استکان‌ها و نعلبکی‌های متعدد که در هر یک مقدار مشخصی آب می‌ریخت و با کمک مضراب‌های چوبی مقامات 24 گانه را می‌نواخته است. این تبحر هم چنین تسلط شگرف بر فنون آوازی موجب می‌شود در یک نوبت ناصرالدین شاه جبه همایونی خود را که مزین به نقوش طلاکوب بوده است به ملاولی هدیه کند. این جبه همایونی به فرزندشان مرحوم ملامحمدتقی ذاکرصالحی به ارث می‌رسد. در دوره‌ای که ایشان نیاز مالی شدید داشته‌اند، طلاهای آن را به تدریج می‌فروشند و از این طریق امرار معاش می‌کنند. بالاخره در سال‌های جنگ تحمیلی این قبای شاهانه در یک حادثه کوچک آتش‌سوزی از بین می‌رود.

مرحوم پدر نقل می‌کردند که تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه تنها کسی از فرزندان ناصرالدین شاه بود که همانند پدرش به موسیقی علاقه داشت و پیانو را خوب می‌نواخت. او از ملاولی دزفولی به نیکی یاد می‌کرده و مرحوم پدر که در کودکی با وفات و فقدان ایشان مواجه می‌شوند در سفر به تهران در ضمن ملاقات با تاج‌السلطنه از ایشان می‌خواهند خاطرات خود را از ملاولی بازگو کنند. بخشی از اطلاعات مرحوم پدر پیرامون فعالیت ملاولی در تکیه دولت به نقل از تاج‌السلطنه است.

یکی از حوزه‌های جالبی که ملاولی دزفولی در آن مهارت بی‌نظیر داشته موسیقی درمانی است. مرحوم حاج ملاحسین مخبر برادر مرحوم علامه شیخ عباس مخبر برای علی ذاکرصالحی نقل کرده است که یکی ازاهالی دزفول گرفتار مرض سرسام شد. وی مدت بیماری در  منزل ما بستری بودند. وقتی طبیب او را معاینه کرد گفت چاره بیماری ایشان را فقط ملاولی می‌داند. من که آن موقع نوجوان بودم درب منزل ملاولی رفتم و به ایشان گفتم همگی منتظر شما هستیم. او که تازه وضو گرفته بود، عبا و عمامه‌اش را آماده کرد و خود را با سرعت به منزل ما رساند. پس از حاضر شدن بر بالین بیمار ابتدا جمع را به سکوت کامل دعوت کرد. سپس «بیات ترک» را شروع کرد. رنگ و روی بیمار کمی بهبود پیدا کرد و ملاولی گفت برای جلسه بعد غذا و داروی او را آماده کنید. چون چند روزی بود او از خوردن غذا و دارو امتناع می‌کرد و خوف مرگ او می‌رفت. فردای آن روز پس از خواندن ملاولی بیمار در بستر خود نشست و غذا و دارویش را خورد و روز سوم از ما کلید مغازه‌اش را خواست تا در کمال سلامت به سر کار برگردد.

روایت دیگر از تأثیرگذاری شگرف آواز ملاولی بر طبیعت را یکی از دوستانش به نام مرحوم حجت‌الاسلام سیدمحمدباقر حکیم‌زاده (حکمی) نقل کرده است. فرزند ایشان مرحوم سید احمد حکمی می‌گوید پدرم می‌گفت روزی همراه با عده‌ای از علما و افراد سرشناس دزفول عازم اهواز بودیم. در منطقه «سبز آب» اطراق کردیم و به جمع‌آوری هیزم مشغول شدیم.درآنجادرختهای زهرماهی شکوفه کرده بودند. از آنجا که همه جمع اهل موسیقی بودند گفتند شنیده‌ایم هر کس دستگاه ماهور را زیر درخت «زهر ماهی» بخواند شکوفه‌های آن درخت می‌ریزد. افراد مختلفی خواندند اما عکس‌العملی از درخت مشاهده نشد. نوبت به ملاولی رسید. وی ترکه‌ای چوب نازک را تراشید و آن را به ساقه درخت زد. با درخت سخن گفت و چیزهایی را تلقین کرد. سپس دستگاه ماهور را شروع کرد. همینکه به گوشه ای خاص از ماهور رسید شکوفه‌ها به یکباره شروع به ریختن کردند. در مواقع دیگری مردم دزفول و دوستان ایشان مشاهده کرده بودند که هنگام خواندن ملاولی بلبل‌ها از فراز درخت بر زمین می‌آمدند و جلوی پای اوبرزمین می نشستند وپروبال خودرابه خاک می زدند.

مرحوم پدر نقل می‌کردند روزی در مجلسی که شاه نیز حضور داشته و دو قلاده شیر در نزدیک منبر با زنجیر بسته شده بود، ملاولی قطعاتی را به زبان عربی مرثیه‌سرایی کرده‌اند و شیران دربار ابتدا گریه کرده و سپس در ادامه گوشه‌های آوازی او آرام شده‌اند. این تأثیرگذاری موسیقی بر حیوانات و طبیعت در آن موقع از نظر علمی اثبات نشده بود اما اکنون با پیدایش «موسیقی درمانی» جنبه‌های علمی و فنی یافته است.

از دیگر جنبه‌های وجودی و مهارت‌های هنری ملاولی «حُدی خوانی» بوده است. آواز حُدی مجموعه آواهای عرب بدوی است که کاربردهای مختلف داشته است. این آواز ابتدا مخصوص ساربانان و برای راندن و برانگیختن شتران استفاده می‌شده است. آواز حُدی از طرز حرکت شتر و ریتم پاهای او الهام گرفته است. حُدی نمادی از تنهایی بیابان نیز هست. سه مؤلفه مهم آن عبارتند از: مقصد، راه و محنت.

علما و روضه‌خوانان صاحب سبک و صلاحیت از این سه مؤلفه بهره جسته و آواز حُدی را در خدمت مرثیه‌سرایی و سوگ و تعزیه نیز به کار برده‌اند. حضرت امیر (ع) در خطبه 21 به وجود این مفاهیم در آواز حُدی اشاره‌ای دارند آنجا که می‌فرمایند: فانّ الغیه امامکم و انّ ورائکم الساعه تحدوکم: ای مردم، لقاء خدا در جلوی شماست و ساعت مرگ و اجل پشت سر شماست و با آواز حُدی شما را می‌راند و به آن غایتی که در پیش دارید می‌رساند.

همچنین شاعر عرب در قصیده «عصماء» مرثیه‌سرایی کرده و در آن حزن عمیق خود را از شهادت امام رضا (ع) چنین می‌سراید: یا صاحب العیس یحُدی فی ازمتها ... ای ساربانی که برای شتران آواز حُدی می‌خوانی و اصرار بر راندشان داری این سخن را بشنو و سلام مرا بر آن قبری که در طوس است برسان. نام طوس دلهای مسلمانان را بی‌تاب و نگران کرده و از آن سو خیال شیطان را آسوده ساخته ....»

شاید طرماح نخستین کسی است که وقتی کاروان شش نفرۀ یاران امام حسین (ع) را به کربلا می‌رساند برای امام سوگواره‌ای در قالب آواز حُدی خوانده است.

اما دانش و مهارت ملاولی تنها در حُدی خوانی خلاصه نمی‌شد. بلکه به تعبیر مرحوم حاج ملامحمدجواد تدین او در همه جنبه‌های منبرداری و روضه‌خوانی و تعزیه و مقامات موسیقی تسلطی حیرت‌انگیز داشته است.

زنی روضه‌خوان برای مهندس محمدرضا ذاکرصالحی نقل کرده است که صدای ملاولی دزفولی مسحورکننده بوده است. او می‌گوید با وجودی که وی آخر عمر به تنگی نفس دچار بود اما وقتی بالای منبر می‌رفت مانند بلبل چهچه می‌زد. همین مطلب را مرحوم حاج ملا کاظم تدین نیز نقل می‌کرد که ملاولی در دوره پیری و کهولت سن نیز وقتی منبر می‌رفت صدایی رسا و بی‌عیب و نقص داشت.

می‌گویند در جریان واگیر شدن بیماری طاعون 36 نفر از خانواده ملاولی با مرض طاعون مردند. وقتی ملاولی از طهران حرکت می‌کنند با اسب وارد قبرستان بوالعلی (ابوالعلی) می‌شوند. خبر در شهر می‌پیچد و همه مردم در قبرستان تجمع می‌کنند. او می‌خواند و همه شهر گریه می‌کنند. نقل شده است یکبار که ایشان در منزل قطب منبر دارند عده‌ای از جوانان که در صفه‌های کنار رودخانه استراحت می‌کنند با شنیدن آواز او ناخودآگاه به سوی مجلس روانه می‌شوند و به آقای قطب می‌گویند صدای ملاولی ما را به اینجا کشانده است. لازم به یادآوری است که در آن تاریخ هنوز از بلندگو استفاده نمی‌شده است وفاصله منزل قطب تارودخانه دز بیشترازحدرسیدن صدای آوازاست.

درسال1313 قمری (1275 شمسی) زمانی که ناصرالدین شاه درحرم حضرت عبدالعظیم ترورشد ملاولی دزفولی ملازم ایشان بوده اند ودرفاصله چندمتری اودرآنطرف ضریح مشغول زیارت بوده که صدای شلیک گلوله اورا به سوی شاه می کشاند.شاه درآن لحظات واپسین عمرازملاولی می خواهند که برایشان قرآن بخوانند.تصویری ازملاولی درحالی که قرآن دردست دارند توسط عکاسان همراه ثبت می شود.این تصویر تا سال 1357 بالای مزار ناصرالدین شاه نصب بود ونگارنده بارها آن رامشاهده کرده ام.

اینها گوشه های کوچکی از مکنت ومکانت ایشان درعصری است که بسیاری ازمردم ازنعمت خواندن ونوشتن محروم بوده اند .اماهمین اقشارگرایشها ودانشهای مذهبی وهنری داشته واز مفاخرخود تجلیل می کرده اند. امیداست همین مختصر اطلاعات برای خوانندگان جوان راهگشا باشد 




 

گونه های موسیقی رایج در دزفول

بطور كلی دوگونه موسیقی شاخص در دزفول پیوسته رواج داشته كه هركدام دارای جایگاهی خاص و شنوندگانی مخصوص به خود بوده اند كه عبارتند از.

1-               موسیقی مقامی 24 مقوم( موسیقی ردیف دستگاهی )

2-               موسیقی محلی

  موسیقی مقامی : موسیقی مقامی چنانكه از نامش برمی آید به آن نوع موسیقی گفته می شود كه براساس مقامات و الحان موسیقی قدیم ایران استوار است كه تا اویل دوران قاجاریه این سیستم موسیقی براساس 24 مقام اصلی تدوین، و در کتب مرجع موسیقی دانان بزرگ ایران وجهان اسلام  ازآن با عنوان ادوار 24گانه نام برده شده، واز قرن نهم به  بعد در کتب ورسالات قدیم موسیقی از جمله در کتاب بهجت الروح(منسوب به صفی الدین)  به 24مقام منشعب شده از 12 مقام اصلی موسوم گردید،وازدوران فتحعلیشاه قاجار  با نام سیستم موسیقی ردیف دستگاهی در قالب 7 دستگاه و5 آوازتغییر نام یافت ،که بعدها  توسط هنرمندان بزرگ از جمله خاندان هنر (خاندان فراهانی)یعنی: آقا علی اكبرفراهانی و فرزند انش میرزا عبدالله و آقا حسینقلی و شاگردان آنها تعلیم داده شد و نشر پیدا كرد . واژه مقام تقریبا برابراست با واژه دستگاه ، مقام یعنی فواصل و پرده هائی كه چنانچه نواخته شوند ایجاد نغمه ای می نمایندکه تداعی كننده حالت خاصی است كه دارای قید زمان یامكان و یا بنام شخص سازنده و یاقید حالتی ازقبیل شادی – غم – حیرت – نهیب و غیره رابیان می كند ،  دستگاه نیز عبارت است از یك واژه مركب  دست +گاه، بمعنی نغمه ای كه درجایگاهی (پرده هایی) مشخص برروی  دستان های ساز بنوازند . درطی قرنها، خصوصا دوران بعد ازاسلام كه موسیقی مقامی به طرزی كاملا علمی و بلیغ توسط بزرگانی همچون فارابی،ابن سینا، صفی الدین ارموی ، عبدالقادر مراغه اف ،قطب الدین شیرازی، و دهها دانشمند سترگ تدوین و پی ریزی گردید این مقامات نیز توسط  این بزرگان  وحکمای  ایرانی اسلامی تدوین گردیده است که البته وجه تسمیه بسیاری از این  مقامات از اسامی نغمات قبل از اسلام می باشد كه دردیوان شعرای بزرگی همچون منوچهری – فردوسی ، و نظامی گنجوی آمده است .

و اما بسیار جالب توجه است كه سیستم موسیقی رایج دردزفول كه به 24 مقوم (مقام ) معروف بوده از كجا و چگونه دراین خطه رایج  ونام بردارگشته و قوام و دوام پیدا كرده است ؟

اساتید ومعمرینی كه نگارنده سالها با آنها همنشینی و مجالست داشته و از خرمن وجود آنان فیض برده است ، هیچگاه هنگام نام بردن از نغمه ها لفظ دستگاه را بكار نمی بردند و همگی قائل به سیستم موسیقی مقامی درقالب 24مقوم(مقام) بودند و هرگاه می خواستند از تبحر وجامعیت موسیقیدانی تجلیل و تكریم كنند. می گفتند : فلانی 24 مقوم رامی دانست ،ویا خطاب به جوانانی که در راه موسیقی قدم می گذاشتند،پیوسته تاکید وتوصیه میکردند:که   اگر می خواهی بخوانی باید حتما 24مقوم را بدانی.این بدلیل آگاهی داشتن  کامل این بزرگان ازفرهنگ مدون موسیقی مقامی کهن ایران زمین بوده است.   چنانکه هنوز درموسیقی تربت جام و مقامات حقانی موسیقی كردستان ود یگر جاهای ایران رواج دارد، امااین مقامات هیچگاه به تعداددقیقا مشخصی  آنچنانکه در دزفول وتا حدودی در شوشتر تداول داشته، شناخته شده نیستند . و درهركدام ازاین شهرها تعداد متغیری ازاین مقامات باوزن و بحر عروضی خاص اجرا می شوند ، اما نكته بسیار مهم و اساسی در رواج 24 مقام موسیقی قدیم ایران درخطه  دزفول شاید نظر هرمحققی راجلب نماید كه چه ارتباطی بین نظریه صفی الدین ارموی صاحب کتاب الادوار، دانشمند و موسیقیدان كبیر قرن هفتم ، وشارح الادوار،عبدالقادرمراغه ای ، رساله بنایی وکتاب بهجت الروح منسوب به صفی الدین كه  همگی نظریه ادوارومقامات24 گانه را به تفصیل شرح داده اند ، با سیستم موسیقی مقامی  دزفول كه از قدیم به 24 مقوم معروف ومشهور است وجود دارد،

صفی الدین ارموی (متوفی 692 هجر ی) درکتاب مشهورش(الادوار) وعبدالقادرمراغه ای(ف 838هجری) در کتاب شرح الادوار، دربخش تشریح ادوار مقامات 24 گانه چنین می نویسد : شعبه بیست و دوم خوزی است ، وعلی  ابن محمدمعمار  درکتاب (رساله در موسیقی قرن نهم هجری)  خود همین موضوع راتحت عنوان دوربیست سوم چنین عنوان میکند: دور بیست وسیوم وآن خوزی است ...اما این نظریه هاكه دركتب جامع و ماخذ مهمی چون الادوارورساله بنایی وبهجت الروح وغیره آمده است، نشان از پیشینه غنی فرهنگی و اصالت كامل این نغمات و مقام های رایج دراین منطقه دارد و دور نیست اگر بگوئیم كه مكتب فارس قدیم كه یكی از جایگاههای بزرگ ومهم  درامر فرهنگ و ادبیات مخصوصا خیزش مقامها و آواهای كهن در سده های گذشته بوده ، از مراكز مهم تدریس ،تدوین و توسعه موسیقی بلاغی و فاخرمقامی درسطح كشور بشمار می رفته است . چنانچه ازنام مقام هاو آوازهایی مانند نیریز – شوشتری،دزفولی– بیات شیراز – ده ناصری –میگلی، بهبهانی...و  ده ها نام دیگر كه همگی متعلق  به منطقه فارس ونیز شامل غرب خوزستان از جمله  شوشتر و دزفول است كه امروز نیز باهمین نام درموسیقی ردیف دستگاهی وجود دارد و تدریس می شود. چنانچه پیش ازاین ذكر شد، جایگاه علمی موسیقی مقامی دربین علمای مذهبی(بعنوان علم المقامات)  بسیار مهم و قابل توجه بوده وهست و هركدام از این مقامات نزدخوانندگان و نوازندگان قدیم ونیز شبیه خوانان ، قاریان قرآن و ذاكرین مقام شناس و منبریهای قدیم دارای منزلتی خاص وکابردی ویژه داشته است . آوازهای سیستم موسیقی مقامی در شوشتر ودزفول جنبه رسمی و فاخرداشته و بندرت برای عوام اجرا می شده است و غالبا بخاطر قالب اجرایی این نوع موسیقی با اشعار بلیغ و وزین که بیشتر دارای بار معنایی فلسفی ودرونگرا بوده، بیشتر درمجلس اشراف – رجال ، فضلا و دانشمندان و طبقه خواص خوانده می شده و کاربرد آن قائدتا بیشتر بعلاوه درموسیقی تغزلی و مجلسی غالبا برای کلام قدسی مانند قرائت قرآن ،اذان، مناجات، وموسیقی آیینی شبیه خوانی كه لازمه آن تسلط کافی بر دانش مقامات است اختصاص داشت. زیرا مناجات خوانان سحرگاه در ماه رمضان ، چاوش خوانان، خواننده گان مراسم آیینی،ذاكرین و منبری های باصلا حیت كه به این نوع موسیقی وقوف كافی داشتند ، دربین علماو نخبگان و مردم باذوق وصاحبدل دارای احترام وشان والایی بودند وپیوسته مورداستقبال وقدردانی قرار می گرفتند.

اینك به تشریح گونه های موسیقی مقامی و كاربردهای متنوع آن می پردازیم:

موسیقی مقامی پیوسته در3 بخش جدی كاربرددارد 1- موسیقی مذهبی و آیینی 2- موسیقی حماسی  3- موسیقی مجلسی یابزمی

1-     موسیقی مذهبی آئینی : این نوع موسیقی بخاطر عدم مخالفت جدی علما و روحانیون، و نیاز مبرم به آن برای برگزاری آیین های مذهبی وعاشورایی مانند: روضه خوانی و نوحه سرایی و شبیه خوانی ونیز قرائت قرآن و ازاین قبیل مناسک دینی، توانست دركشور ما خصوصا در دزفول نشو ونما کند ، تایید ضمنی بعضی روحانیون دزفول و طبقات مهم مانند تجار و دیگر قشرهای تاثیر گذار، ازذاكرین خوش صدا و رضایت بانیان وروسای محلاله ها  استقبال واعتقاد محکم مردم نسبت به شبیه خوانی ،و تجمع آنها درمنازل علما و مراجع تقلیداستماع وعظ وخطابه وروضه خوانی که معمولابا موسیقی مذهبی وآیینی همراه بود، باعث شد  تانوحه سرایان موسیقی دان و ذاكرین مهم همچون ملا حسین خلیفه(سلطان الذاکرین)  صاحب کتاب دایره الموسیقی که در تشریح موسیقی 24مقوم وکاربرد آن در موسیقی مذهبی نوشته شده است، ملا ولی ذاكر صالحی ،ملا محمد رضا سلطان الذاكرین (محزون)،جناب مرات ،و دیگر شعرا و نخبگان موسیقی مذهبی دركارخویش جدی تر و حساب شده تر عمل كنند و با جلب نظرعلمای دین ، نوحه هایی باآهنگ های موقر و فاخر بسازند كه نمونه هایی عالی از كاربرد موسیقی مقامی با كلام قدسی است که این دوران را میتوان دوران شكو فایی  موسیقی مقامی  دردزفول نامید، كه از اوایل قاجار شروع و تااواخر دهه سی شمسی جریان داشت. نوحه هایی كه دراین دورانها ساخته شد از حیث کلام بلاغی وتلفیق شعرو موسیقی ، گردش نغمات و وزن ایقاعی جزء بهترین نوحه ها و بلیغ ترین نمونه های موسیقی  مذهبی است كه حكایت از اشراف كامل و تسلط كامل استادان اهل فن به موسیقی 24مقامی قدیم در دزفول  دارد. كه از بین آنها می توان به چند نمونه اشاره كرد:

1- نوحه بنات درمقام اصفهان 2- نوحه محشرصغرا درمقام شور 3- آغشته بین درخون، درمقام راست پنجگاه است  3 غم اندر دل فزون است ای محبان،در مقام شهناز4-زیب آغوش پیمبردر مقام ماهوروراک،5-اای گل خوش رایحه الرحمن درمقام زابل .....وده هانوحه زیبای دیگر كه باشنیدن آنها انسان به عمق ژرف نگری سازندگان و شاعران آنها میبرد که اکثرا مانند تصانیف اوایل دوران قاجار ازدرآمد دستگاه ویا آوازی  شروع نمی شوندبلکه بر اساس مقامات شاخص وگاه، مهجور ساخته وتدوین یافته اند.

درموسیقی آیینی بغیر از شبیه خوانی و نوحه هایی كه ذكر شده گونه های دیگر ازاین موسیقی از جمله ،پیش خوانی ،مولودی خوانی – پانخلی – پرده خوانی نیز دردزفول رواج داشت كه نگارنده خود تاقبل از انقلاب در دزفول شاهد اجرای آن بوده است ،  بعنوان مثال می توان از برگزاری جشن عروسی  حضرت علی (ع) وحضرت فاطمه (س) نام برد,دراین جشن آیینی كه هرسال به نام عروسی خوبان درسالروز آن پیوند آسمانی درمنازل جشن گرفته می شد ، مجلس زنانه ای در خانه ها تشكیل می گردید و ذاكرین بانو، ضربی های مفرحی در قالب اشعاری زیبا درمدح حضرت رسول و پیوند مبارك حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)می خواندند و همیشه بادایره وهلهله وصدای شادی بخش(کل) همراه بود، پیوسته این مجلس مبارك هرسال درمنزل پدری نگارنده ،باهمت مادرم برپا می شد كه بسیار دیدنی و فرح بخش بود، امیدوارم كه این سنت حسنه كه سالهاست از یاد ها رفته دوباره زنده گردد.

موسیقی مذهبی :شبیه خوانی (تعزیه) : تعزیه با معنی اصطلاحی آن تفاوت دارد تعزیه درلغت به معنی سوگواری و عزا داری و بر پا داشتن یاد بودعزیزان درگذشته است، و نیز به معنی اظهار همدردی ، سوگواری و تسلیت میباشد. لیكن در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب ورسوم سنت هایی ‌خاص اطلاق میشود و برخلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممكن است گاهی خنده آور و شادی بخش نیز باشد . بنابراین همچنان كه ازمعنی لغوی تعزیه برمی آید در ابتدا حاوی وقایع تعزیت آمیزوگریه آور بوده ولی با یافتن پایگاه جدید اجتماعی در تكیه دولت و بادست یافتن به یك پایه و زمینه نمایشی جدید بزودی پر از لحظات خنده آور و نشاط انگیز گردید.

چگونگی تكامل تعزیه : تعزیه برخلا ف آنچه اغلب پنداشته می شود پدیده فرهنگی ساده و یا مشخصی نیست كه درمقطع تاریخی خاصی به ظهور رسیده باشد ، بلكه تدریجا پس از سده ها بواسطه عوامل مختلف اجتماعی ، مذهبی ، فرهنگی هنری و فلسفی پدیده آ مده . ابن اثیر مورخ معروف گزارشاتی دارد حاكی از نضج گرفتن مراسم سوگواری محرم در دوره سلسله آل بویه قرن دهم میلادی مصادف باقرن چهارم هجری .

تاریخ دقیق پیدایش نمایش تعزیه معلوم نیست امادونكته مسلم است اول اینكه تعزیه محصول یك تكامل تدریجی و طولانی است تانتیجه الهام یك نبوغ خلاق و یك فرد معین . دوم آنچه تقریبا مسلم می رسد این است كه نمایش تعزیه نتیجه تكامل سایرمراسم سوگواری مثل نوحه ، روضه خوانی – شبیه سازی ، شمایل گردانی ، نقالی وغیره است . كه تقریبا همه این مراسم كم وبیش امروزه در موسیقی مذهبی و آیینی دزفول در حال برگزاری است.

 

                     شبیه خوانی (تعزیه)در دزفول

ظاهرا آنچه از مطالعه درخصوص پیدایش و تكامل شبیه خوانی دردزفول بدست می آید بیانگراین است كه این هنر آیینی بشكل مرسوم و متداول امروزی همزمان باشكل گیری تكیه دولت توسط ناصرالدین شاه قاجار مقارن است و از تطبیق نسخه های تعزیه كه به (فرد) مشهور هستند و اشتراك و تشابه این متن ها با متون شبیه  خوانی در دزفول نتیجه می گیریم كه سنگ بنای اولیه تعزیه در دزفول براساس نسخ خطی تعزیه گردانان بزرگ دوره ناصری پی ریزی شده است ، علاوه براین فراخوانی بعضی از ذاكرین و روضه خوانان بااستعداد به دربار ناصری مانندملا حسین خلیفه (سلطا الواعظین)که دردوره مظفرالدین شاه  ازطرف ذاکرین بزرگ  به مقام  سلطا ن الذاکرین منسوب گردید و(سند آن در کتاب تحفه الابرارموجوداست) ، ملا ولی ذاكر صالحی و ملا محمد رضا سلطان الذاكرین (که دارای حکم رسمی این سمت از طرف ناصرالدین شاه بود) در هر چه توسعه بخشیدن و تكامل موسیقی مذهبی دزفول كمك نموده است وو جود استادان و تعزیه گردانان بزرگ دیگری مانند حاج  سیداسداله آوایی – ملا محمد تقی ناهیدی و چند تن ازنخبگان دیگر دردوره  قاجارو پهلوی اول در تربیت تعزیه خوانان و تداول و توسعه این امر بسیار حائز اهمیت است. ناگفته نماند كه مرحوم ملا محمدتقی ناهیدی یكی ازشاعران و استادان بزرگ تعزیه در دزفول بود كه باطبع غرای خویش اقدام به نوشتن چند مجلس تعزیه وساختن چندین نوحه زیبا نموده است .نظریه دیگری كه تاریخ پیدایش شبیه خوانی(تعزیه) دردزفول را به قبل ازتکیه دولت دردوران قاجار نسبت میدهد ، وجود نسخ خطی (فرد) منسوب به شیخ بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهائی است ،ممکن است توسط نوادگان ایشان که  خانواده محترم عاملی ساکن در دزفول هستندویاخانواده معزی ویا دیگر بزرگان به دز فول آورده شده باشند، كه این نسخه فردهای منسوب به شیخ بهائی خود باعث افتخار و مباهات موسیقی دانان مذهبی و تعزیه گردانان قدیم دزفول و تقدم این هنر آیینی (شبیه خوانی) دراین شهر، نسبت به تعزیه گردانان  درعهد ناصراست .

از شبیه خوانان معتبر ونوحه سازان نخبه معاصر دردزفول می توان به افراد شاخص زیراشاره نمود:

 ملا محمد تقی  وفرزندش ملا شکری ناهیدی ،سید اسدالله آوایی، خانواده محترم حزین ملا عبدالحسین  وملاعبدالکریم حزین ، سیدمجید داعی(احدزاده) ، ملاسلطانعلی زاهدی، ملا عبدالکریم  ذاكر قرآن ، ملا عبدالحسین طاعتی و مخالف خوان هاِی نامداری همچون ،  ملاعلی شمر،حاج عبدالحسین جهانیان فر، خانواده محترم وزیری(حاج غلامعلی وبرادران) ،  خانواده  محترم ذاکری ، ودرامر نوحه سازی : خانواده محترم بتی،خانواده محترم مخبردزفولی، خانواده  محترم فتحی،خانواده  ملا احمد ناجی(برادر زاده ملا محمد تقی ناهیدی .....  كه الحق هركدام دركارخویش استاد بودند.

امروزه باكمال تاسف براثربی توجهی به این هنر و آیین با ارزش و عدم پشتیبانی  مسئولان ذیربط، شبیه خوانی دردزفول نفس های آخر خودرا میكشد و نوحه های قدیم كه هركدام چون دری گرانسنگ و پرمحتواونمونه ای زنده وبسیار با ارزش از موسیقی مقامی وادواری اصیل ایرانی است براثربی مبالاتی وعدم آموزش آنها به نسلهای بعد،كم كم در حال از یادرفتن است و كسی به فكرثبت وضبط آنها نیست ، مسئولین میراث فرهنگی ،اداره ارشاداسلامی، وخصوصا سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر نهادها و سازمانهای مسئول باید توجه داشته باشند میراث فرهنگی فقط یك ساختمان با آجرهای آب خورده قدیمی  ویا یک نسخه کتاب دستنویس قدیمی نیست، بلكه آواهها ونواهای كهن این مردم كه سینه به سینه و نسل به نسل به مارسیده  ومردم  در شادیها وغمها وآداب ورسوم دینی وآیینیشان با آن زندگی کرده اند، نیز حق محافظت و نگهدای دارند ، و خدانكند روزی بیاید كه انگشت افسوس به دهان بگزیم و سوگوار اوقات از دست رفته و میراث گرانبهای خود باشیم واگر کاری بایسته انجام ندهیم از هم اکنون باید جوابی قانع کننده برای نسل های آینده که پژوهشگرانی آگاه هستندآماده کنیم.

 

 

موسیقی تهییجی ( حماسی)

موسیقی تهیجی و حماسی كه دردزفول رایج بوده وهست یكی دیگر از نمونه های موسیقی دربخش آئینی و سنتی است ،كه از آن بیشتر درمراسم مربوط به دهه اول ماه محرم جهت برپایی سنت (( علم یراق)) و شمشیر بازی و چوب بازی که یادآور تمرین وآمادگی یاران امام حسین "ع"در شب عاشوراست استفاده میشود.

دردزفول بیشتر مراسم شمشیر بازی رواج داشته ، مراسم چوب بازی بیشتر در روستاهای اطراف مرسوم ومتداول است و چوب بازی  كه سنبل و نمودی است از آمادگی رزمی و شوق و شعف یاران حضرت سید الشهدا(ع) كه درشب عاشورا به آن پرداخته اند . در مراسم علم یراق وعلم رقصانی كه باسازسرنا یا کرنا و دهل و ضربآهنگی خاص ومهیج همراهی میشود چنان هیجان و شور و شعفی دربین شمشیربازان و علم برداران و افراد پیرامون آنها و تماشا چیان ایجاد میشود كه بیان و تصویر سازی آن قدری مشكل مینماید . دراین مراسم هركس كه علم رایراق میكند اطرافیان و حامیان او با سردادن صلواتهای پی درپی و شعارهای حماسی و اشعار مخصوص در بحر عروضی رجز و با ضرباهنگی کاملا حماسی مانند:نوبت عباس علمدار شد- تن تننن تننن تن تنن( مفتعلن مفتعلن فاعلن ) اورا یاری و پشتیبانی و تشویق میكنند ودر كنار آنها سرنا نواز به همراهی دهل آهنگهای  ضربی تند درمایه چهارگاه و ماهور مینوازند كه خون هرشنونده ای رابجوش می آورد و گویی همگی درصحرای كربالا حضور دارند كه باید دید و شنید .

یكی دیگر ازگونه های موسیقی كه باز هم درمراسم آئینی دهه اول ماه محرم اجرا میشود و دربالا به آن اشاره شد شمشیر بازی است كه بعضا به جای شمشیر تماما چوب و سپر به دست میگیرند . این مراسم نیز بسیار تهییجی و حماسی است كه باز یاد آور آمادگی رزمی و تمرین رزم و دفاع شهیدان سرافراز كربلا درشب عاشورا است . این مراسم بیشتر از شب سوم به بعد تاشب دهم انجام میگیرد . موسیقی همراهی كننده این مراسم ساز سرنا، کرنا ودهل میباشد . برخلاف علم یراق ضرباهنگ شمشیر بازی بسیار آرام و پر هیمنه آغاز میشود و بیشتر 3 ضربی شكسته است كه به تدریج با بالا گرفتن مبارزه ضرب آن نیز تغییر می یابد و گاه باشد كه مبارزین از حال عادی خارج می شوند و سرنا نواز دست از نواختن بكشد كه مبادا این نمایش به جدال شخصی تبدیل گردد. دراین مراسم نغمه ای خوانده نمیشود و فقط سازودهل آن راهمراهی میكنند . این حركات نمایشی است و بصورت هجوم و دفاع با سپر میباشد و هرنمایش بین 2 نفر انجام میپذیرد و دارای قوانین خاص است كه پس از آن 2 نفر دیگر مامور انجام این نما یش آیینی می شوند.

نوع دیگر كه باز به چوب زنی(چوب بازی) معروف است با اشعار بحر طویل توسط یك نفرذاكر وارد، كه در وسط دایره عزداران می ایستد و همچون محور دایره است ، كه عزاداران هركدام باگرفتن دو گوی چوبی سر ضربهای اشعار را همراهی كرده و هردو گوی را  بنحوی خاص می چرخانند به هم میزنند . دراین آیین ودر نوع خوانش  اشعار به مقام و دستگاهی خاص اشار ه نمیشود تنها وزن شعروسر ضرب بحر طویل تعیین كننده است . مضمون این اشعار معمولا درمدح خاندان اهل بیت علیهم السلام ،  و ذم وتعن اشقیا و مخالفان حضرت ابا عبداله حسین (ع) ازجمله شمر و عمربن سعد وابن زیاد .... می باشد .

این مراسم بجز درمحله كلانتریان ,وکوچه نوریان (محله میان دره)دزفول درجایی دیگر مشاهده نشده و جزء مراسمی است که درحال فراموش شدن است . دراین مراسم ساز ودهل و هیچ گونه سازی دخالت ندارد .

آنچه دربالا ذكر شد گونه ها یی از موسیقی آیینی حماسی بود كه دردزفول رواج دارد ، اما دربین آوازهای حماسی و تهییجی كه  درمجالس بزمی بوسیله خوانندگان و بندرت توسط بعضی از ملاهای قدیم مانند :ملا لازم رضائیان،ملا حسن(حسون) ،ملاغلامرضا (اعمی)... اجرا می شد میتوان از شاهنامه خوانی ونیز جنگنامه حضرت ابوالفضل (ع) و از آوازهای بزمی محلی حماسی مانند لر كمری و عرب كمری  نامبرد كه درجای خود به آن اشاره خواهد شد . این آواز حماسی درمقام راک ماهور و عراق اجرا می شد و درعین تهییج بسیار جانگداز است . زیرا جنگنامه ابتدا به رزم حضرت ابوالفضل (ع) و دلاورمردی آن بزرگوار اشاره دارد و درانتها با فیگورخاص ملودیک ، فرود آن حضرت از صدر زین را بسیار جانسوزبا تلفیقی بجا بتصویر می کشد ،و تاسف و تالم حضرت رابخاطر عدم توفیق آب رسانی و همراهی حضرت اباعبداله حسین (ع) تصویر میكشد و این حالت فرود كه اشاره شد دردانگ اول ماهور با فواصلی غریب و نزدیك به نیریز اجرا میشود ، كه این گردش نغمات كه همراه خود احساس را به تهییج و حزن میكشد جزحالات عجیب و درعین حال منحصر به فرد است . نمونه ای ازاشعار جنگنامه حضرت ابوالفضل (ع)اثر طبع شیخ عبدالحسین عارفیان معروف به عارف دزفولی:

به كرب وبلا  چون درآن گیرودار       به عباس شدنوبت كارزار

بپوشید خفتان جوشن به بر               همانا علی (ع) حیدرحی در

    بزد بوسه برپای سلطان دین           گرفت اذن جنگ ازامام مبین


 

هوالجمیل

پاسخ به طرح اشکال نسبت به انتخاب عنوان موسیقی 24مقوم دزفول

در پاسخ به طرح اشکال واعتراض برادران محترم شوشتری نسبت به ثبت ملی موسیقی دزفول تحت عنوان"موسیقی 24مقوم دزفول"، بدینوسیله موارد ذیل جهت دفاع و نیزآگاهی تمامی صاحبنظران از پیشینه تاریخی و علمی این موسیقی و عنوان قدیمی آن و همچنین بیان آثار پویایی و زنده بودن این هنر بسیار کهن ملی و معنوی در شهر باستانی دزفول، نظر والای همه شمابزرگواران را به اثبات عنوان مطرح شده و تشریح پیرامون موضوع فوق الذکر جلب می نماید:

1_ سابقه تاریخی، سبب تداول، و شناخت عرفی مردم دزفول از موسیقی 24 مقوم

همانگونه که در تاریخ ادب و هنر دزفول و در بین معمرین و بازماندگان موسیقی مقامی دزفول و نیز عموم اهل موسیقی و شعر و نیز تعزیه خوانان فحل و ذاکرینِ مقام شناس تا امروز نیز مشهور است، دزفول مهد پرورش و بالندگی موسیقی دانان و استادان زبردستی بوده که پیوسته عامل ترویج تدریس و اجرای موسیقی مقامی، مشهور به 24 مقوم بوده اند.

از اوایل قاجار بعلت بی اعتنایی و ارج ننهادن حکّام به مقام هنر و هنرمند و جو ملتهب که هرازگاه موجبات کسادی کار هنر و هنرمندان می شد، بسیاری از هنرمندان ،شعرا و موسیقیدانان و هنرهای آیینی جلای وطن کرده به هندوستان رفتند تا ضمن برخورداری از جو آرام و هنردوست هندوستان به تکمیل دانسته های خود نزد استادان موسیقی ایرانیِ مقیم هند بپردازند، از میان موسیقی دانان و شعرا و ادیبان بزرگ باید از ملاحسین خلیفه ملّقب به سلطان الواعظین (متخلص به حقیر)، صاحب کتاب های تحفۀ الابرار، مخزن الدور و مهمتر از همه کتاب مستطاب: دایره الموسیقی، که از قرار معلوم گنجینه ای است از علم موسیقی مقامی و ادوارِ اصیل موسیقی ایران که مرحوم خلیفه در آن به تشریح کاربردی 24 مقوم موسیقی در بخش موسیقی مذهبی اقدام نموده،نام برد.

ملاحسین خلیفه پس از مراجعت به ایران به دربار ناصری راه میابد ودر تکیه دولت بهمراه ملامحمدرضا سلطان الذاکرین و ملاولی دزفولی (ذاکر صالحی) و جناب فصیح شاعر دزفولی سالها ذاکر و ملازم اندرونی ناصرالدین شاه قاجار بوده و ضمن آن به تعلیم موسیقی مقامی و ساختن آهنگهای بلیغ با ادوار ایقاعی کهن (در بخش موسیقی مذهبی) مشغول و معروف بوده اند. مشهور است که ملاولی ذاکر صالحی با استفاده از استکان هایی که در هر کدام به مقدار معینی آب ریخته بود، با کمک مضراب های چوبی بطوری خاص در حضور رجال درباربعضی مقامات 24 گانه را می نواخته است.

واز ملاحسین خلیفه (سلطان الواعظین) و ملامحمدرضا سلطان ذاکرین آثاری بلیغ و فاخر در قالب نوحه هایی تصنیف گونه در مقام های مهم مانند: راست پنجگاه ـ ماهور ـ بیات اصفهان ـ شور و دیگر مقامها بجا مانده که نمونه ای اصیل و قابل مطالعه از موسیقی مقامی مشهور به 24 مقوم است.

پس از ترور ناصرالدین شاه، ملاحسین خلیفه در دوره مظفرالدین شاه از طرف ذاکرین خوزستان و غرب ایران بعنوان سلطان ذاکرین منصوب و انتخاب می شود که سند آن در انتهای کتاب تحفۀ الابرار ایشان ثبت شده، علاوه بر آن ملاحسین خلیفه در یک شعر در قالب بحر طویل که با مطلع: تا چرخ رود آه حقیر از دل سوزان، شروع می شود. ایشان نام 50 مقام، و شعبه و آواز را که جز سیستم موسیقی 24 مقوم است به اضافه «ریز مقامات» را به طرزی حیرت آور در قالب یک شعرِ بحر طویل گنجانده است. که این خود از تبحّر و استادی بی نظیر ایشان خبر می دهد.

از بزرگان موسیقی مقامی دزفول آثاری بلیغ و جاویدان در موسیقی آیینی (تعزیه)، و نوحه های همخوانی (پامنبری) بسیاری بجا مانده که تعداد آنها را بین 96 تا 124 قطعه گفته اند که همگی با شعر بلاغی و آهنگی متقن و کاملا اصیل ساخته و پرداخته شده است که نمونه ای زنده از ادوار ایقاعی و موسیقی مقامیِ فاخرِ رایج در دزفول می باشند. علاوه بر این باید از سازمان عریض و طویلِ شبیه خوانی (موسیقی تعزیه) و سیستمِ آموزشی مقاماتِ 24 گانه و اجرای پر سوناژهای مختلف و بطور کلی موالف خوان و مخالف خوان های و بی نظیری که مقامات کهن و مهجوری مانند بزم آرا، گوشک ،ونیز مقامهای متداول امروزی مانند: لیلی مجنون ـ ماهور ـ قطار ـ چهارگاه ودیگرمقامات را به بهترین وجه اجرا می کردند، یاد کرد، که نوع خوانش و پردازش نغمات توسط آنها، نشان از عظمت موسیقی مقامی و رواج همه جانبه آن در شهر دزفول می باشد و همه و همه در قالب و زیر مجموعه یک سیستم موسیقایی جدی و بلاغی که همانا موسیقی«24 مقوم» است تشکّل یافته و قرنهاست مردم را با نوای معنوی و آسمانی خود به ملکوت برده اند. در اینجا بد نیست نام چند تن از راویان و استادان این فن شریف را که موسیقی مقامی دزفول در دو قرن اخیر مدیون آنان است ذکر نمایم:

1ـ ملاحسین خلیفه متخلص به حقیر (سلطان الواعظین)

9ـ خانواده محترم حزین (خاندان تعزیه ومدرس نوحه های پامنبری در دوره معاصر)

2ـ ملامحمدرضا سلطان الذاکرین متخلص به محزون

10ـ حاج مجید جهانیان(تخت خوان) و حاج عبدالحسین وزیری(مخالف خوان بی نظیر)

3ـ ملاولی ذاکر صالحی (معروف به ملاولی دزفولی)

11ـ ملامحمدجواد بتی ذاکر و مقام شناس معروف

مرات فرزند فصیح استاد الذاکرین و موسیقی دان بزرگ

12ـ خانواده محترم مخبر (ذاکر و نوحه ساز)

5ـ ملامحمدتقی ناهیدی: شاعر، موسیقی دان و تعزیه گردان

13ـ استادملاحسن نکیسایی (بزی)موسیقی دان بزرگ و نوازنده تار

سیداسدالله آوایی تعزیه گردان و (امام خوان) تادهه 20 شمسی

7ـ سید مجید داعی (احدزاده) موسیقی دان، تعزیه خوان بزرگ

14_استادحسین هزاردستان خواننده ممتازو روایتگرمعتبر آوازهای محلی

15_استادحسن با خدایی تنبک نواز و ضرب شناس بی بدیل ونوازنده سورنا

8_خانواده محترم ذاکری(شبیه خوان و نوحه ساز)

16ـ استادسیدجلال هاشمیان موسیقی دان و آهنگ ساز و نوازنده تار

17_محمدخان سرتیپی استادتاروشاگردمیرزاحسین قلی(دوره قاجار)

و دهها هنرمند، شاعر، نوازنده،خواننده و ذاکر که حلقه های اتصال فرهنگ موسیقی قدیم دزفول به نسل امروزهستند، و راویان زنده همچون حاج عبدالحسین فخاری(روایتگرممتازموسیقی دزفول)،استادعبدالنقی افشارنیا (نوازنده نی و استاد موسیقی دانشگاه تهران)،که همه وهمه استادان و اشاعه دهنده گان بلندمرتبه موسیقی آیینی،مقامی،محلی وردیف دستگاهی دردزفول میباشندکه بحمدالله زنده و حاضرند.

موسیقی 24 مقوم در اقوال و امثال مردم دزفول:

هر چند فرهنگ شفاهی، اقوال و روایات آن، در خصوص آداب، رسوم، آیین ها و داستانها و متل ها و دیگر عناصرِ خرده فرهنگها، بسیار متنوع و گاه بسیار مختلف است، و محفوضات فرهنگی و هنری از سینه ای به سینه دیگر تغییر می کند، و طبیعتاً داوری و اعمال نظر شخصی در این موارد کاری بس خطرناک است، اما چاره ای نیست مگر آنکه محققین و پژوهشگران دارای استقلال رأی بوده و در روایت و نگارش و ثبت و ارائه آثار معنوی و فرهنگی منصف و شجاع و حقگو باشند و بدون تعصب قومی و قبیله ای تنها و تنها به زیبایی و مهر و انسانیت بیاندیشد.

بهمین خاطر نگارنده که بیش از 25 سال از عمر خود را صرف تحقیق میدانی، جمع آوری، ثبت و ضبط و ساعت های بیشماری مصاحبه و تلمّذ و اجرای موسیقی مقامی، محلی و تدریس ردیف آوازی و شناخت شیوه ها و مکاتب موسیقی کشور نموده است، بعنوان طلبه ای هنردوست و عاشق فرهنگِ عامه، معتقد است: موسیقی 24 مقوم در دزفول، زیر مجموعه ای از مکتب موسیقایی شیراز (فارس قدیم) است که منشأ پیدایش مقام ها، ردیفها و تصانیفی که دردوران قاجار و پس ازآن سرمشق تصنیف سازان تهران نشین شد، می باشد. وجود نام و مقامات و گوشه های مشترک با مکتب موسیقی فارس، دلیلی متقن بر ادامه مکتبِ فراگیر و کهنِ موسیقیِ مقامی (فارس قدیم) دردزفول است، که قطب الدین شیرازی موسیقی دان قرن هشتم درکتاب دره التاج بنحوی فاخر به آن پرداخته است. حضور و رواج سیستم موسیقی مقامی در این شهر (دزفول) بود که باعث شد فرهنگ موسیقی تعزیه که علاوه بر اشاعهِ فرهنگِ مذهبی و دینی، مأموریت حصانت از ردیف و مقامات موسیقی کهن ما را در همه ایران بعهده داشته، در دزفول نیز این مأموریت را بخوبی انجام دهد. این سیستم موسیقی بحّدی در دزفول رواج عامه داشته است که مردم عنوانِ «24 مقوم دان» را بعنوان شأن و مرتبتی والا برای هنرمندان، ذاکرین و موسیقی دانان خویش برمی شمردند. و هرگاه می خواستند درجه اعتبار و ارزش خواننده ای را بلند جلوه دهند می گفتند فلانی 24 مقوم را می داند، و این عنوان تا به جایی مشهور و متداول است که از هر فرد کهنسالی در مورد موسیقی سوال کنی بنحوی سخنی از موسیقی 24 مقوم بمیان می آورد. اما این بدان معنی نیست که کسی در دزفول ادعای مالکیت و انحصار موسیقیِ 24 مقوم را داشته باشد، زیرا این پدیده حاصل آفرینش و خرد جمعی همه فارسی زبانان ایران، بخصوص حوزه مرکزی کشور عزیزمان ایران است، و می دانیم هر فرد و هر شهر و هر قومی از ایران به اندازه ظرفش از این دریای موسیقی مقامی ایران، برداشت نموده است، و طبیعی است، توسعه و عمومیت فرهنگ شیعه اثنی عشری در دزفول به عاملی مهم و اساسی در جهت بکارگیری هرچه بیشترو بهره برداری از این فرهنگ موسیقاییِ مقامی، برای برگزاری مراسم و آیین های معنوی و هنر تعزیه، و نوحه سرایی و مولودی خوانی و دعا و مناجات و دیگر مناسکی که اجرای موسیقیِ مقامی در آن فضا، مباح شمرده می شده، گردیده است. و شهر دزفول که از سپیده دم طلوع خورشید ولایت علوی از پیشروان و طلایه داران راستین آن بوده، از تمامی ابزارها و داشته های فرهنگی خویش در جهت توسعه و اشاعه ارزش های اصیل مذهب امامّیه استفاده کرده و هنرمندان موسیقی مقامی و شاعران، نواسازان، ذاکران و مادحان اهل بیت (علیهم السلام) از ظرفیت های موسیقی مقامی ایران که همانا موسیقی 24 مقوم رایج در دزفول نیز بوده. به بهترین وجه بهره گرفته اند و در باشکوه ترین حالات معنوی و آیینی،این موسیقی را با روح و روان مردم این شهر سرشته اندتا کنون بیش از 200 سال است که این مکتب موسیقاییِ آیینی و مقامی در دزفول دوام و قوام دارد و واجدِ پیروان و ادامه دهندگانی در راستای این فرهنگ موسیقایی است. و از دلایل مهم و اساسی انتخاب عنوان موسیقی 24 مقوم در طرح پیشنهادی ثبت ملی موسیقی دزفول، همین تداول عامه وصبغه تاریخی آن بوده است، نه تصاحب و ادعای مالکیتیِ که بعضی از برادران ناآگاه به فرهنگ موسیقی مقامی کشور، در شوشتر، این موسیقی را ملکِ طلقِ خویش انگاشته اند، چنان که گویی جندی شاپور و دزفول دیروز از زمین سبز شده و هیچگونه سابقه تاریخی، علمی، فرهنگی، هنری و فقهی نداشته اند. در صورتی که باید آگاه بود هرفرهنگی با عنوانی معرفی می شود که در درون خویش پرورانده است. و عنوان فرهنگ موسیقی دزفول همیشه 24 مقوم بوده و هست، چه برادران ما بپذیرند و چه نپذیرند، وآنگهی این عزیزان که مایلند موسیقی خود را به ثبت ملی برسانند،می توانند عنوان موسیقی «24 مقوم شوشتر»رابرای موسیقی خویش انتخاب کنند و الان نیز دیر نشده، می توانند چنین تقاضایی را مطرح کرده و بجای جنجال و فرافکنی و متهم کردن مردم شریف دزفول و هنرمندان اصیل و نجیب آن، از خواسته و خواهش خویش دفاع نمایند، که البته نگارنده بعید می داند قبل از انتخاب عنوان موسیقی 24 مقوم دزفول، چنین عنوانی در ذهن پیشنهاد دهندگان عزیز موسیقی شوشتر نقش بسته باشد، چرا که کارشناسان و ارائه دهندگان موسیقی شوشتر تنهااقدام به اجرای موسیقی محلی و چند آوازی که در دزفول و شوشتر باگویش خوزی قرن هاست مشترک و متداول است نموده اند، در حالی که نگارنده بعنوان کارشناس وارائه دهنده این پروژه، نمونه های متنوعی از موسیقی مقامی 24 مقوم با زبان معیار، که در قالب مقامات موسیقی درشبیه خوانی( تعزیه) و نوحه های پا منبری بسیار کهن اجرا می شود ،و نیزنمونه هایی ازموسیقی مقامی(بزمی)که باز با زبان معیار وشعرفارسی اجرا می شودرا بصورت زنده خوانده و ارائه داده (مانند مقام نیریزکبیربه روایت استادملا حسن نکیسایی(بزی) )، و علاوه بر آن همچنین در بخش معرفی موسیقی بومی (محلی) گوشه هایی از آوازهای محلی رایج در دزفول را که قرن هاست هر کدام از شهرهای همجوار شوشتر و دزفول به سلیقه و برداشت حسی فرهنگ خویش می خوانند، اما دارای مبنایی ثابت است را، شخصاً بهمراهی تار خویش اجرا نمود ،و نظر بلند داوران و کارشناسان بلندمرتبه میراث معنوی را به تفاوت ها وگوناگونی و همچنین حالات منحصر به فرد این آواها و نواها ی محلی، درمقایسه با طرز خوانش عزیزان شوشتری جلب کرده است ، چراکه ازنظراین کارشناسان ممتازمیراث معنوی کشور،تفاوت و تنوع مهم است نه ادعای واهی انحصار، لذا کارشناسان وهیات ژوری باعلم وعنایت ویژه به عنصرتفاوت وتنوع وبا آگاهی ازاختلاط ودر هم آمیختگی آثار فرهنگی وهنری شهرهای همجوار،وبا آزاده گی و استقلال رأی ، بدون هیچگونه تعصب و جانبداری خاص، به ثبت ملی موسیقی آیینی و مقامی دزفول تحت عنوان «موسیقی 24 مقوم دزفول» رأی داده اند، که نگارنده به نمایندگی از عموم مردم بزرگواردزفول، هنرمندان، ذاکرین، شبیه خوانان واصحاب فرهنگ و هنر، از حسن نظر و رأی صائب این بزرگواران و نمایندگان جامعه فرهیختگان ایران، کمال سپاس و امتنان را دارم، واعلام میداریم در هر حالت و در هر زمان که آن بزرگواران تشخیص دهند حاضر به جوابِ سوالات و یا مناظره کارشناسانه با عزیزان و سروران گرامی شوشتر می باشیم، و باآغوش بازآماده ایم با ارائه مدارک و اجرای مقامات و هرگونه اشکالی که این عزیزان وارد می دانند ،در جهت روشن نمودن ذهن این برادران،خدمتگزاری نماییم، هدف ازتشریح وتوضیح این مواردآن بود که عزیزانی که هنوز معنی علمی24مقام وتفاوت ماهوی آن رابا گوشه های محلی، که با گویش خوزی خوانده می شوندرانمی دانند،ندانسته وعوامانه به موضوعی که بهره علمی از آن ندارندوارد نشوند وبا نامه نگاری وشکایاتی که اصولاموضوعیت پیدا نمی کند،موجبات زحمت مسئولان وخبره گان عرصه خطیرفرهنگ وهنر را فراهم ننمایندوبجای این قبیل جوسازی های تفرقه افکن قدری بر خودزحمت تلمذومطالعه را هموارنمایند، تا آنوقت بتوانند منصفانه قدر وارزش اهل علم وعمل رابهتر وبیشتر ارج بگذارند. لذا در پایان از خداوند متعال توفیق صبر و حلم و بردباری و خرد هر چه بیشتر را برای خویش و عزیزان شوشتری خواهانیم،

و امیدواریم در سایه خرد و فرهنگ اصیل عرفانی اسلام، همه ما از تعصب قومی و قبیله ای که توسط افرادِ قشری و ناآگاه ،وبلکه مغرض در بین مردم این دو شهرکه همگی درطی قرون متمادی همچون اعضای یک خانواده، پیوسته یاروغمخوارهمدیگربوده اند ،دامن زده می شود رها گردیم. چرا که به قول نویسنده و مردم شناس انگلیسی (لارنس لاکنهار در کتاب شهرهای ایران): دزفول را می توان بعنوان یک شهر خواهر برای شوشتر در نظر گرفت.

در پایان امیدوارم روزی شاهد همنوازی و همراهی هنرمندان و هنردوستان این دو شهر که فرهنگی آمیخته بهم دارند باشیم چرا که این سنت حسنه و اخلاق الهی در بین علمای اعلام شوشتر و دزفول هیچگاه خدشه دار نگردید و پیوسته آن بزرگواران که معلمان اخلاق و سلوک اجتماعی ما بودند، حسِ برادری و دوستی را نسبت به همدیگر در هر حالت حفظ نمودند و خود را از دام اهریمن جدایی و تفرقه رهانیده بودند. به امید عشق و صفای بیشتر که عامل شکوفایی وپیشرفت هرجامعه ای است.

والسلام علی من اتبع الهدی

خاکبوس آستان عشق وهنر،عبدالکریم پاک سیرت، مهر1391




 

                          هوالجمیل

 

ثبت ملی موسیقی آیینی و مقامی دزفول

 

سرانجام بایاری وهدایت پروردگاربزرگ،حاصل بیش از 25سال

تلاش و کوشش درجهت حفظ ونگهداری و اشاعه ی فاخر

وآبرومند آواها و نواهای کهن دزفول به بارنشست . و باهمراهی

دوستان و فرهیختگان باخرد سازمان فرهنگی یونسکو توانستیم

این موسیقی کهن و بسیارلطیف راکه ازپیشینه ای علمی و

تاریخی بسیارکهن برخورداراست ازخطر فراموشی و درنهایت

نابودی حفظ کرده،برلوح زرین ثبت میراث ملی و معنوی ایران عزیز به یادگار

بگذاریم وبااین وسیله راه پژوهش وتحقیق پیرامون این موسیقی

که قلب فرهنگ دزفول است را برای آیندگان و علاقه مندان حق

شناسان عرصه ی فرهنگ و هنر هموارکینم،هرچند

این کاربسیارمهم اول و آخر بایاری خداوندعزیز و بوسیله

این خوشه چین خرمن پربرکت فرهنگ دزفول انجام گرفت،

ولی مایلم ازاین

طریق درود و سپاس بی پایان خودرا نثار استادان عزیزم که در

درجه اول پدرومادربزرگوارم وتمامی بزرگانی که این شاگرد

کوچک را سالها در خانه های خویش راه دادند و تمامی دانسته

های خودرا بی دریغ و بدون کوچکترین توقع مادی دراختیارم

قراردادند تا آنهارا به شما مردم خوب دزفول و جامعه ی هنری

ایران سرافراز تحویل دهم، عرض پابوسی  و سپاسگذاری

مینمایم،وافتخار این اتفاق میمون و خجسته را به عموم

همشهریان عزیزم صمیمانه تقدیم میکنم.

 

خردباوران را    خردیارشان




 
فرق دستگاه و آواز دو موضوع قابل بحث برای بسیاری از هنر آموزانی است که در ابتدای راهند . برای روشن شدن موضوع ابتدا به تعریف دستگاه و آواز می پردازم و سپس فرق این دو را بیان می کنم :




نظر سنجی

به نظرشماگرامیان علت این که در 3دهه ی بعداز انقلاب ازبین نسل جدید آوازخوانان خواننده ای صاحب سبک ظهورپیدانکرده است چیست؟


آمار بازیدکنندگان

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت



درباره ما




ایجاد کننده وبلاگ : عبد الکریم پاک سیرت