تبلیغات
وبلاگ رسمی عبدالکریم پاک سیرت علی ولی الله

LOGO

 

 

ملا ولی

 نقش ملا ولی دزفولی درموسیقی مذهبی و آیینی دوره قاجار

                                                                                                             

                                                                                                   نوشته ی: دکتر غلامرضا ذاکر صالحی(نوه ی ملاولی)

در مشرق زمین، موسیقی یکی از مؤثرترین راه‌های انتقال معنا و حکمت تلقی شده است. در کشور ایران نیز بسیاری از فلاسفه و پادشاهان با موسیقی آشنایی کامل داشته‌اند و تعلیم آن را ترویج می‌کرده‌اند. در بین علمای مذهبی نیز موسیقی شأن و جایگاه رفیعی داشته است. آنها توانسته بودند موسیقی غیرغنایی را در جهت اهداف مذهبی به کار گیرند. آنها با به خدمت گرفتن پایگاه منبر و وعظ، نکات اخلاقی و پند و اندرز و مفاهیم دینی را در قالب شعر و موسیقی به مخاطبان تشنۀ معنویت و سالکان طریق عبودیت انتقال می‌دادند. موسیقی مذهبی، روضه‌خوانی و تعزیه و شبیه خوانی نوعی موسیقی غیرلهوی و غیرغنایی است که انسانها را به تفکر و بازگشت به خویشتن دعوت می‌کند و گاهی رنگ سوگ به خود می‌گیرد.

مشارکت علمای دین در عرصه فرهنگ و هنر در دو دوره از تاریخ ایران بسیار برجسته‌تر است. نخست در دوره صفویه که عموماً در قالب معماری تبلور یافته و شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی را پرورش داده است و سپس در دوره قاجار که هنر این مرز و بوم رنگ و بوی مذهبی یافت.

یکی از کانون‌های گرم هنر مذهبی در دوره قاجار تکیه دولت است، که در دوره ناصری در سال 1248 هجری قمری به تقلید از آلبرت هال لندن و تماشاخانه‌ها و آمفی‌تئاترهای غربی ساخته شد. در غرب در چنین مراکزی اپرای ملی اجرا می‌شده است. به تعبیر استاد تئاتر ایران "پری صابری" اپرای ملی ایران «تعزیه» است. علاوه بر مجلس بزرگ تعزیه در تکیه دولت که به صورت شاهانه برگزار می‌شد در دهۀ محرم در شهر تهران، 300 مجلس بزرگ تعزیه برگزار می‌شده است. اما رجال و شاهزادگان و درباریان در مراسم تکیه دولت شرکت می‌کرده‌اند.

این بنا که عظیم‌ترین سالن نمایش در طول تاریخ ایران یود در محله ارگ و با گنجایش بیست هزار نفر ساخته شد. این تکیه با متراژی وسیع به صورت چند طبقه و به شکل آمفی تئاتر با تختی بزرگ در وسط و روپوشی آهنی ساخته شد و در مواقع تعزیه روی روپوش آهنی را چادر می‌کشیدند. استخوان‌بندی سقف این بنا به شکل گنبد در روی صحن بنا بود که در مواقع لزوم چادر یا پوشه‌ای بر روی آن می‌کشیدند تا مردم را از تابش آفتاب و باران محفوظ بدارند.

تعزیه خوانی در تکیهٔ دولت تا پایان دورة قاجار برپا بود و استفاده از بنای آن نیز تا اوایل عصر پهلوی دوم تداوم داشت. از این جهت، در بسیاری از وقایع مربوط به اواخر عصر قاجار و اویل عصر پهلوی به نام تکیه دولت برمی خوریم. به عنوان نمونه پس از مرگ مظفرالدین شاه جسد وی در مراسم باشکوهی به آنجا حمل شد و تا انتقال آن به عتبات در همانجا بود. یا در محرّم ۱۳۲۶ نیز محمدعلی شاه، مطابق رسم معمول همه ساله، به تکیه رفت و در پی هجوم جمعیت تلفاتی به بار آمد.

مجلس مؤسسانی که در پانزدهم آذر ۱۳۰۴ تشکیل شد و احمدشاه را بر کنار کرد و رضاخان را به ریاست حکومت موقت گمارد، در تکیة دولت بر پا گردید.

چنانچه در سالهای ۱۳۰۲ خورشیدی با مرمت برخی از قسمتهای تکیه، آن را برای برگزاری “نمایشگاه امتعه وطنی” مورد استفاده قرار دادند.

 ملا ولی دزفولی(ذاکرصالحی) از شخصیت‌هایی است که در هنر تعزیه و روضه‌خوانی و موسیقی مقامی از سرآمدان روزگار خود بوده است. وی به عنوان یکی از مسئولین تکیه دولت در کنار میرزاعلی‌اکبر ناظم‌البکاء از دربار حقوق و مواجب سالیانه می‌گرفت. مرحوم سیدمحمد دزفولی نیز چون او از فعالان تکیه دولت است.

غفاری معتقد است که اکثر مراسم مذهبی که در دزفول رایج بوده و بعضی از آنها که تا به حال ادامه دارد ارمغان سفر تهران مرحوم ملاولی دزفولی است (کشکول نظیری- صفحه 781).

درتصویر بالا که دوست دانشمندم استادعبدالکریم پاک سیرت آن رادراختیارقرارداده اند، این عالم جلیل القدر نفرسوم ازسمت راست مشاهده می شود.نفرایستاده نیزمیرزاعلی اکبرناظم البکا مدیربرنامه های تعزیه دربارناصری است.این عکس درروز عاشورای سال 1310 هجری قمری درمنزل مجدالدوله در آشتیان تهیه شده است.

در عهد ناصری شخصیت‌های بزرگ فرهنگی دیگری نیز با تشویق ناصرالدین شاه و حمایت او به تهران دعوت شدند مانند ملاحسین خلیفه دوست صمیمی ملاولی و استاد موسیقی 24 مقام همچنین حاجی تاج نیشابوری  که از روضه خوان‌ها و منبری‌های مشهور آن دوره است. برخی از گوشه‌های آوازی که این بزرگان اجرا کرده‌اند توسط فرانسوی‌ها در همان زمان به صورت لوله‌های فتوگراف ضبط شده و اخیراً دکتر ساسان سپنتا بخشی از آنها را احیاء و بازسازی نموده‌اند.

از دیگر شخصیت‌های فرهنگی و دینی و هنری آن عصر شیخ اسماعیل تاج‌الواعظین پدر استاد تاج اصفهانی است. او در سفری به دزفول در منزل قطب منبر می‌رود. در این مجلس روضه‌خوانی، ملاولی دزفولی نیز پس از ایشان منبر می‌روند و تاج‌الواعظین که از تبحر ایشان مبهوت مانده است. خطاب به قطب می‌گویند شما که از نعمت وجود این استاد بهره‌مند بودید نیازی به دعوت از من نداشتید. ملاولی با دوست و استاد هم عصرش ملا عبدالکریم قزوینی هم نشست و برخاست داشته و مرحوم پدر مراودات این دو را گوشزد می‌نمودند. خوشبختانه به همت فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی بخشی از زوایای زندگی و خدمات ملاعبدالکریم در قالب یک کتاب جمع‌آوری و منتشر شده است.

از علما و بزرگان دزفول که در عهد ناصری در تهران زندگی می‌کردند می‌توان از شیخ محمدعلی بهجت‌العلماء دزفولی از مجاهدان صدر مشروطه را نام برد. شیخ جعفر شوشتری استاد ملاولی دزفولی نیز چند سالی به دعوت ناصرالدین شاه در تهران ساکن می‌شوند. ایشان ابتدا در مدرسه علمیه مروی و سپس در مسجد سپهسالار به امامت جماعت و وعظ و خطابه مشغول می‌شوند. سپس در پایان عمر راهی نجف می‌شوند که در بین راه در منطقه‌ای نزدیک کرمانشاه بیمار شده و رحلت می‌کنند. کتاب "خصائص الحسینیه "یک مقتل مستندومعتبر است که شیخ جعفر شوشتری برای اجرا در مراسم بزرگ تهران عهد ناصری( که در آن روزگار در دهه محرم تبدیل به یک حسینیه بزرگ می‌شد ) تألیف فرمودند و به خط و مهر خودشان به ملاولی دزفولی اهداء کرده‌اند.

حاج شیخ اسماعیل امیر معزی نیز از دیگر بزرگان دزفول است که در کسوت روحانیت در سال 1308 هجری قمری راهی دربار ناصرالدین شاه می‌شود. او پس از ترور ناصرالدین شاه بنا به توصیۀ عضدالملک رئیس ایل قاجار به ریاست کتابخانه سلطنتی منصوب و ملقب به «شیخ المشایخ» گردید. این منصب تا روی کار آمدن رضاشاه پهلوی تداوم داشته است اما با اجرای فرمان لباس متحدالشکل از آنجا که این روحانی خوشنام و تحصیل کرده حاضر به خلع لباس روحانیت نمی‌شود از سمت خود استعفا می دهد.

آنچه که مسلم است علمای آن دوره موفق شدند از فضای باز فرهنگی و مذهبی که به هر دلیل سلطان صاحب قران فراهم کرده بود نهایت استفاده را به عمل آورند. تکیه دولت را که با اهداف دیگری چون تماشاخانه‌های غربی احداث شده بود تغییر ماهیت دادند و آن را هوشمندانه به سمت  برگزاری مراسم مذهبی آیینی سوق دادند. در فضایی که شاهزادگان و رجال دربار اهمیت زیادی به تعزیه و مراسم آیینی می‌دادند از این سکو برای ترویج مفاهیم متعالی مذهبی استفاده شایسته به عمل آمد.

در دزفول نیز در عهد ناصری موسیقی برای مردم عامه امری شناخته شده بوده است. هر صنف و حرفه با گوشه‌هایی از موسیقی 24 مقام که بعدها به موسیقی دستگاهی تبدیل شد آشنایی داشتند. مثلاً پارچه‌بافان و چوقابافان،قزبافان، نمدمال‌ها، بناها و معماران و ... هر یک بر بخش‌هایی از این موسیقی تسلط داشته‌اند و در حین انجام کار نسبت به سرایش آن اقدام می‌کرده‌اند. محتمل است ریتم حرکت دست‌ها و پاها و بدن در موقع انجام کار، آنها را به سوی سرایش یک گوشه خاص از موسیقی دستگاهی سوق می‌داده است. در میان این اصناف، روضه‌خوان‌ها و منبری‌های با صلاحیت تسلط بیشتری بر موسیقی داشته و عموماً با همۀ مقامات موسیقی آشنایی داشته‌اند. آنها معانی ظریف حکمی و عرفانی را از این طریق به مردم منتقل می‌کردند. می‌گویند ملاولی با استکان‌ها و نعلبکی‌های متعدد که در هر یک مقدار مشخصی آب می‌ریخت و با کمک مضراب‌های چوبی مقامات 24 گانه را می‌نواخته است. این تبحر هم چنین تسلط شگرف بر فنون آوازی موجب می‌شود در یک نوبت ناصرالدین شاه جبه همایونی خود را که مزین به نقوش طلاکوب بوده است به ملاولی هدیه کند. این جبه همایونی به فرزندشان مرحوم ملامحمدتقی ذاکرصالحی به ارث می‌رسد. در دوره‌ای که ایشان نیاز مالی شدید داشته‌اند، طلاهای آن را به تدریج می‌فروشند و از این طریق امرار معاش می‌کنند. بالاخره در سال‌های جنگ تحمیلی این قبای شاهانه در یک حادثه کوچک آتش‌سوزی از بین می‌رود.

مرحوم پدر نقل می‌کردند که تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین شاه تنها کسی از فرزندان ناصرالدین شاه بود که همانند پدرش به موسیقی علاقه داشت و پیانو را خوب می‌نواخت. او از ملاولی دزفولی به نیکی یاد می‌کرده و مرحوم پدر که در کودکی با وفات و فقدان ایشان مواجه می‌شوند در سفر به تهران در ضمن ملاقات با تاج‌السلطنه از ایشان می‌خواهند خاطرات خود را از ملاولی بازگو کنند. بخشی از اطلاعات مرحوم پدر پیرامون فعالیت ملاولی در تکیه دولت به نقل از تاج‌السلطنه است.

یکی از حوزه‌های جالبی که ملاولی دزفولی در آن مهارت بی‌نظیر داشته موسیقی درمانی است. مرحوم حاج ملاحسین مخبر برادر مرحوم علامه شیخ عباس مخبر برای علی ذاکرصالحی نقل کرده است که یکی ازاهالی دزفول گرفتار مرض سرسام شد. وی مدت بیماری در  منزل ما بستری بودند. وقتی طبیب او را معاینه کرد گفت چاره بیماری ایشان را فقط ملاولی می‌داند. من که آن موقع نوجوان بودم درب منزل ملاولی رفتم و به ایشان گفتم همگی منتظر شما هستیم. او که تازه وضو گرفته بود، عبا و عمامه‌اش را آماده کرد و خود را با سرعت به منزل ما رساند. پس از حاضر شدن بر بالین بیمار ابتدا جمع را به سکوت کامل دعوت کرد. سپس «بیات ترک» را شروع کرد. رنگ و روی بیمار کمی بهبود پیدا کرد و ملاولی گفت برای جلسه بعد غذا و داروی او را آماده کنید. چون چند روزی بود او از خوردن غذا و دارو امتناع می‌کرد و خوف مرگ او می‌رفت. فردای آن روز پس از خواندن ملاولی بیمار در بستر خود نشست و غذا و دارویش را خورد و روز سوم از ما کلید مغازه‌اش را خواست تا در کمال سلامت به سر کار برگردد.

روایت دیگر از تأثیرگذاری شگرف آواز ملاولی بر طبیعت را یکی از دوستانش به نام مرحوم حجت‌الاسلام سیدمحمدباقر حکیم‌زاده (حکمی) نقل کرده است. فرزند ایشان مرحوم سید احمد حکمی می‌گوید پدرم می‌گفت روزی همراه با عده‌ای از علما و افراد سرشناس دزفول عازم اهواز بودیم. در منطقه «سبز آب» اطراق کردیم و به جمع‌آوری هیزم مشغول شدیم.درآنجادرختهای زهرماهی شکوفه کرده بودند. از آنجا که همه جمع اهل موسیقی بودند گفتند شنیده‌ایم هر کس دستگاه ماهور را زیر درخت «زهر ماهی» بخواند شکوفه‌های آن درخت می‌ریزد. افراد مختلفی خواندند اما عکس‌العملی از درخت مشاهده نشد. نوبت به ملاولی رسید. وی ترکه‌ای چوب نازک را تراشید و آن را به ساقه درخت زد. با درخت سخن گفت و چیزهایی را تلقین کرد. سپس دستگاه ماهور را شروع کرد. همینکه به گوشه ای خاص از ماهور رسید شکوفه‌ها به یکباره شروع به ریختن کردند. در مواقع دیگری مردم دزفول و دوستان ایشان مشاهده کرده بودند که هنگام خواندن ملاولی بلبل‌ها از فراز درخت بر زمین می‌آمدند و جلوی پای اوبرزمین می نشستند وپروبال خودرابه خاک می زدند.

مرحوم پدر نقل می‌کردند روزی در مجلسی که شاه نیز حضور داشته و دو قلاده شیر در نزدیک منبر با زنجیر بسته شده بود، ملاولی قطعاتی را به زبان عربی مرثیه‌سرایی کرده‌اند و شیران دربار ابتدا گریه کرده و سپس در ادامه گوشه‌های آوازی او آرام شده‌اند. این تأثیرگذاری موسیقی بر حیوانات و طبیعت در آن موقع از نظر علمی اثبات نشده بود اما اکنون با پیدایش «موسیقی درمانی» جنبه‌های علمی و فنی یافته است.

از دیگر جنبه‌های وجودی و مهارت‌های هنری ملاولی «حُدی خوانی» بوده است. آواز حُدی مجموعه آواهای عرب بدوی است که کاربردهای مختلف داشته است. این آواز ابتدا مخصوص ساربانان و برای راندن و برانگیختن شتران استفاده می‌شده است. آواز حُدی از طرز حرکت شتر و ریتم پاهای او الهام گرفته است. حُدی نمادی از تنهایی بیابان نیز هست. سه مؤلفه مهم آن عبارتند از: مقصد، راه و محنت.

علما و روضه‌خوانان صاحب سبک و صلاحیت از این سه مؤلفه بهره جسته و آواز حُدی را در خدمت مرثیه‌سرایی و سوگ و تعزیه نیز به کار برده‌اند. حضرت امیر (ع) در خطبه 21 به وجود این مفاهیم در آواز حُدی اشاره‌ای دارند آنجا که می‌فرمایند: فانّ الغیه امامکم و انّ ورائکم الساعه تحدوکم: ای مردم، لقاء خدا در جلوی شماست و ساعت مرگ و اجل پشت سر شماست و با آواز حُدی شما را می‌راند و به آن غایتی که در پیش دارید می‌رساند.

همچنین شاعر عرب در قصیده «عصماء» مرثیه‌سرایی کرده و در آن حزن عمیق خود را از شهادت امام رضا (ع) چنین می‌سراید: یا صاحب العیس یحُدی فی ازمتها ... ای ساربانی که برای شتران آواز حُدی می‌خوانی و اصرار بر راندشان داری این سخن را بشنو و سلام مرا بر آن قبری که در طوس است برسان. نام طوس دلهای مسلمانان را بی‌تاب و نگران کرده و از آن سو خیال شیطان را آسوده ساخته ....»

شاید طرماح نخستین کسی است که وقتی کاروان شش نفرۀ یاران امام حسین (ع) را به کربلا می‌رساند برای امام سوگواره‌ای در قالب آواز حُدی خوانده است.

اما دانش و مهارت ملاولی تنها در حُدی خوانی خلاصه نمی‌شد. بلکه به تعبیر مرحوم حاج ملامحمدجواد تدین او در همه جنبه‌های منبرداری و روضه‌خوانی و تعزیه و مقامات موسیقی تسلطی حیرت‌انگیز داشته است.

زنی روضه‌خوان برای مهندس محمدرضا ذاکرصالحی نقل کرده است که صدای ملاولی دزفولی مسحورکننده بوده است. او می‌گوید با وجودی که وی آخر عمر به تنگی نفس دچار بود اما وقتی بالای منبر می‌رفت مانند بلبل چهچه می‌زد. همین مطلب را مرحوم حاج ملا کاظم تدین نیز نقل می‌کرد که ملاولی در دوره پیری و کهولت سن نیز وقتی منبر می‌رفت صدایی رسا و بی‌عیب و نقص داشت.

می‌گویند در جریان واگیر شدن بیماری طاعون 36 نفر از خانواده ملاولی با مرض طاعون مردند. وقتی ملاولی از طهران حرکت می‌کنند با اسب وارد قبرستان بوالعلی (ابوالعلی) می‌شوند. خبر در شهر می‌پیچد و همه مردم در قبرستان تجمع می‌کنند. او می‌خواند و همه شهر گریه می‌کنند. نقل شده است یکبار که ایشان در منزل قطب منبر دارند عده‌ای از جوانان که در صفه‌های کنار رودخانه استراحت می‌کنند با شنیدن آواز او ناخودآگاه به سوی مجلس روانه می‌شوند و به آقای قطب می‌گویند صدای ملاولی ما را به اینجا کشانده است. لازم به یادآوری است که در آن تاریخ هنوز از بلندگو استفاده نمی‌شده است وفاصله منزل قطب تارودخانه دز بیشترازحدرسیدن صدای آوازاست.

درسال1313 قمری (1275 شمسی) زمانی که ناصرالدین شاه درحرم حضرت عبدالعظیم ترورشد ملاولی دزفولی ملازم ایشان بوده اند ودرفاصله چندمتری اودرآنطرف ضریح مشغول زیارت بوده که صدای شلیک گلوله اورا به سوی شاه می کشاند.شاه درآن لحظات واپسین عمرازملاولی می خواهند که برایشان قرآن بخوانند.تصویری ازملاولی درحالی که قرآن دردست دارند توسط عکاسان همراه ثبت می شود.این تصویر تا سال 1357 بالای مزار ناصرالدین شاه نصب بود ونگارنده بارها آن رامشاهده کرده ام.

اینها گوشه های کوچکی از مکنت ومکانت ایشان درعصری است که بسیاری ازمردم ازنعمت خواندن ونوشتن محروم بوده اند .اماهمین اقشارگرایشها ودانشهای مذهبی وهنری داشته واز مفاخرخود تجلیل می کرده اند. امیداست همین مختصر اطلاعات برای خوانندگان جوان راهگشا باشد 




نظر سنجی

به نظرشماگرامیان علت این که در 3دهه ی بعداز انقلاب ازبین نسل جدید آوازخوانان خواننده ای صاحب سبک ظهورپیدانکرده است چیست؟


آمار بازیدکنندگان

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت



درباره ما




ایجاد کننده وبلاگ : عبد الکریم پاک سیرت